
اقتصاد۲۴– سالها پیش از این، که از بیشتر تالابهای ایران تنها یک نام، یک طالع خشک و خاطرهای دور از کنوانسیون رامسر که برای حفاظت از آنها تنظیم شده بود باقی بماند، سرنوشت تالابهای ایران راهی قصهها شد. قصهای که میگفت: «در گوشهای از این دنیای بزرگ، تالابی بود که آب سطح آن راکد و هموار به نظر میرسید. در اطراف آن نیهای بلند روئیده بود و در میان آنها مرغابیها خانه داشتند. هر چند تالاب ظاهرا آرام و راکد بود، ولی در اطراف و درون آن جانوران، زندگی شاد و پر سر و صدایی داشتند… و هر صبح وقتی جانوران تالاب از خواب بیدار شده و دنبال غذا میرفتند، او پشت سر آنها فریاد میزد، زود برگردید! و وقتی برمیگشتند، با شادی میگفت، سلام بچههای من! خوب شد که برگشتید، ساعتها بود که منتظرتان بودم».
پائیز ۱۳۷۷، پروین سلاجقه، این کتاب را برای کودکان و نوجوانان نوشت؛ درباره یک پدیده زیستمحیطی بسیار زنده که میخواست، خودش را در قالب ادبیات در ذهن مخاطبان کمسنِ خود، پررنگ کند.
نویسنده از باب اهمیت، تالاب را در یکی از سطوح معنایی، مادر تعبیر کرده بود، یک مادر ساکن که در عین سکون در درونش زندگی جریان داشت. حال اما، بیست و پنج سال از کتابِ سلاجقه و پنجاه و چهار سال از کنوانسیون رامسر میگذرد؛ پیمانی بینالمللی برای حفاظت از تالابها و حیوانات و گیاهان وابسته به آنها (به ویژه پرندگان آبزی) که در ابتدا به امضای نمایندگان ۱۸ کشور شرکتکننده رسید. در حال حاضر این پیمان ۲۴۱۲ مکان به وسعت بیش از ۲۵۴هزار هکتار در ۱۷۱ کشور را پوشش میدهد که تالاب انزلی یکی از آنهاست؛ و حال این قصه «انزلی سل» است که این روزها کابوس مرگ میبیند!
در جنوب غربی سواحل دریای خزر آرام گرفته است؛ در استان گیلان. تالابی با ۲۰ هزار هکتار مساحت و ۳ جزیره که دارای ۱۱ رود اصلی و ۳۰ رود فرعی نیز هست؛ رودهایی که پس از آبیاری مزارع و شالیزارها در بالادست، به همراه جریانهای سطحی حوضهٔ آبریز تالاب به آن وارد میشوند. حداکثر عمق آب تالاب در بهار و در نواحی غربی تالاب به ۵/۲ متر میرسد که به دلیل نوسانهای سطح آب دریای خزر، این مقدار متغیر است. حوضهٔ آبریز تالاب انزلی، مساحتی برابر ۳۷۴ هزار هکتار بهشرح زیر دارد: ۹/۵۳ درصد: جنگل و مرتع، ۲/۳۳ درصد: زمینهای کشاورزی، ۷/۸ درصد: تالاب، آببندانها و استخرها، ۷/۳ درصد: مناطق انسانساخت که استفاده از زمین را به خود اختصاص دادهاند.
مامن پرندگان مهاجر و جانوران دریایی، پهنه آبی پوشیده با لالههای مردابی، اما امروز از شمایل رویایی خود، فرسنگها فاصله دارد. تالابی که زمانی امکان صید هفت تا هشت تن ماهی در آن وجود داشت، امروز طبق گواه کارشناسان حتی کاربری آن در حال تغییر است. چراکه ایران، از جمله کشورهایی است که برنامههای توسعهای خود را با پیوستهای زیست محیطی پیش نمیبرد. اینچنین است که هامون، پریشان، شادگان و تالاب انزلی یک روز از خشکی میمیرند و روز دیگر از آتش! در رابطه با تالاب انزلی، اما به طول خاص، ورود آلودگیها، هجوم سنبل آبی، افزایش حجم رسوبات، پایین رفتن سطح آب دریاچه کاسپین، توسعههای سازهمحور و وجود موتورخانهها درون تالاب، عوامل ریشهای و تاثیرگذار بر نابودی این تالاب برشمرده میشوند.
مساله آلودگی، میتواند با ورود فاضلابهای خام از ۷۲ منبع مختلف در تالاب نمود پیدا کند؛ نظریهای که محمد درویش، کارشناس حوزه محیطزیست، در گفتگو با اعتماد آن را مطرح کرده است. به نظر میرسد که این فاضلابها، به خصوص با نبود تصفیهخانه مناسب در شهر انزلی، کیفیت آب تالاب را پایین آورده است. چراکه طبق دادهها، ۶۰۰ روستا در حوزه تالاب انزلی وجود دارند که فاضلاب این روستاها بدون هیچ گونه محدودیت و تصفیه به تالاب انزلی وارد میشوند.
علاوه بر این، کوه زباله در منطقه سراوان نیز تأثیر منفی بر کیفیت آب تالاب گذاشته است چراکه شیرابههای آن وارد زنجیره آبی منطقه شده و نهایتاً به تالاب انزلی میرسد.
اما گیاه مهاجم به نام سنبل آبی که به عنوان یک گونه زینتی وارد اکوسیستمهای آبی کشور شده، با افزایش گسترش و رشد خود، سطح آب را به شدت پوشانده و از ورود نور و اکسیژن به داخل آب جلوگیری میکند. همچنین، با تولید لجن آلی، باعث خشک شدن و کاهش پهنههای آبی میشود. مسالهای که تالاب انزلی به طور جدی با آن مواجه است.
