حتماً شما هم وقتی کودک 4 سالهتان با حسرت از ماشین پسر همسایه تعریف کرده و از شما خواسته تا مثل همان را برایش بخرید متوجه حسادت فرزندتان شدهاید. شاید هم وقتی دخترتان عروسک دخترخالهاش را یواشکی برداشته تا با خودش به خانه ببرد متوجه شده باشید که او هم درگیر حسادت شده. گاهی هم کودکان بزرگتر به همکلاسیشان که نمره بالاتر گرفته حسادت میکنند و ممکن است با به دنیا آمدن یک نوزاد جدید در خانه دست به خشونت بزنند و سعی کنند رقیب تازه را از میدان خانواده بیرون کنند.
تجربه این حسادتها که خود انواع مختلفی دارند میتواند برای فرزند شما مشکلاتی ایجاد کندو نه تنها روابط او با همسالانش را به خطر بیندازد بلکه باعث سرخوردگی و ناراحتی خود او هم بشود. به همین علت متخصصان توصیه میکنند با روشهای زیر سعی کنید به کودک کمک کنید که حس خود را کنترل کند و به جای حسادت، غبطه را جایگزین کند تا او را به تلاش بیشتر وادارد نه آسیب رساندن به خودش و دیگران!
احساسات کودک را بشناسید
بعضی از کودکان به علت مقایسه کارهای خودشان با دیگران و حسادت به دیگران از انجام کارهای مورد علاقهشان هم باز میمانند. محسن کودکی علاقهمند به نقاشی و کارهای هنری است اما با شروع مدرسه مدام کار دستی و نقاشیهای خودش را با بقیه مقایسه میکند و میبیند که مال بقیه همکلاسیهایش بهتر است.
بعد از مدتی او دیگر تمایلی به انجام این کارهای هنری نشان نمیدهد و از انجام آن سر باز میزند. فکر میکنید والدینش چگونه میتوانند به او کمک کنند. مادر محسن به او میگوید: من هم زیاد نقاشی ام خوب نبود. اما از نقاشی کردن لذت میبردم. به همین علت زیاد نقاشی میکشیدم و تمرین میکردم تا اینکه نقاشی ام بهتر و بهتر شد. تو هم هر چه بیشتر تمرین کنی نقاشی ات زیباتر از قبل میشود.
کودکان در سنین ابتدایی خیلی زود نتیجه میگیرند که در یک فعالیت خاص توانایی خوبی دارند یا ضعیف هستند. مازیار به فوتبال علاقه دارد اما بازی نمیکند چون فکر میکند که خوب فوتبال بازی نمیکند. او مرتب از بازی ارسلان تعریف میکند و حتی به او حسادت میکند که اینقدر خوب میتواند گل بزند.به نظر شما پدرش چه به او بگوید تا حسادت او به ضررش تمام نشود. پدر مازیار به او گفت: پسرم به نظر تو بهترین بازیکن فوتبال درایران کیست؟ چرا؟
اغلب کودکان خود را با خواهر و برادرشان مقایسه میکنند و به آنها حسادت میکنند. درباره وسایل شاید بتوانید با همسان خرید کردن این حس را کمتر کنید اما درباره تواناییهای فردی که معمولا متفاوت است نقش شما بسیار حساستر میشود.
در این باره بهتر است بر تواناییهای فردی آنها بدون اینکه مقایسهای انجام دهید، تاکید کنید و نشان دهید که به این تواناییها افتخار میکنید و البته بدون مقایسه هر کدام را بخاطر یک خصوصیت خاص تحسین میکنید. مثلا به فرزندتان بگویید که از طرز داستان تعریف کردن او خوشتان میآید و لذت میبرید وقتی او با قصه گوییاش همه را میخنداند. و فرزند دیگرتان را به خاطر شعرخواندنش تحسین کنید و به آنها بفهمانید که هر دو آنها را دوست دارید و به آنها افتخار میکنید. یادتان باشد همه کودکان حتی تلخترین آنها هم خصوصیاتی دوست داشتنی در خود دارند که بتوانید آن را برجسته کنید و به آن تاکید کنید.
در همه چیز عدالت را رعایت کنید
مسلما کودک میفهمد که با به دنیا آمدن فرزند دیگر شرایط تغییر کرده اما شما سعی کنید طوری رفتار کنید که این تغییرات برای کودک بزرگتر به تدریج جا بیفتد. مثلا اگر هر شب برای او قصه میگفتید و حالا نمیتوانید هر شب این کار را بکنید اما میتوانید از همسرتان بخواهید که گاهی او نوزادتان را بخواباند تا شما بتوانید برای کودک بزرگتر قصه بخوانید. یا حتی وقتی که نوزادتان آرام است میتوانید آنها را کنار هم بخوابانید و برای هر دوشان قصه بخوانید.
احساسات خود را بیشتر بیان کنید
اگر فرزندتان به خواهر و برادر کوچکترش حسادت میکند، ابراز محبتتان را نسبت به او بیشتر کنید. مثلاً در طول روز بیشتر او را بغل کنید و در هر زمانی که میتوانید به او توجه کرده و با او حرف بزنید و بازی کنید. وقتی او ازخواهر و برادر کوچکترش مراقبت میکند و با آنها خوش رفتاری میکند او را تشویق کنید.
