
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «نیو عرب» در مقالهای به بررسی تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
استقرار اخیر داراییهای عمده نظامی آمریکا در خاورمیانه ـ از جمله گروه رزمی ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن، جابجایی سامانههای موشکی پاتریوت و افزایش هواپیماهای جنگنده و شناسایی ـ گمانهزنیها درباره آمادگی واشنگتن برای رویارویی بزرگ با ایران را دامن زده است.
پس از دور نخست مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا، اندیشیدن رئیسجمهور ترامپ به اعزام ناو هواپیمابر دوم، همراه با هشدار او مبنی بر اینکه نرسیدن به توافق هستهای میتواند پیامدهای «بسیار شدید» ـ احتمالاً شامل اقدام نظامی ـ داشته باشد، این نگرانیها را تشدید کرده است.
اما با وجود لفاظیها و نمایش آشکار قدرت نظامی، حملهای گسترده از سوی آمریکا به ایران همچنان بسیار بعید است. دلیل آن ساختاری است. از زمان بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، راهبرد کلان آمریکا بهگونهای تغییر کرده که احتمال جنگ زمینی دیگری در خاورمیانه را محدود میکند. اولویت مرکزی سیاست خارجی آمریکا دیگر بازطراحی خاورمیانه از طریق تهاجم مستقیم یا تغییر های راهبردیای عمل میکنند که کنترلشان را ندارند.
هیچیک از اینها به معنای بیاهمیت بودن تنشها نیست. آرایش نظامی، اعتبار بازدارندگی را افزایش میدهد و خطر محاسبه نادرست از سوی ایران را کاهش میدهد. همچنین موقعیت چانهزنی آمریکا را در مذاکرات تقویت میکند. اما فشار قهری معادل آمادگی برای تهاجم نیست.
از سال ۲۰۰۸، ایالات متحده بهطور نظاممند اشتهای خود برای جنگهای بزرگ خاورمیانه را کاهش داده و همزمان به رقابت قدرتهای بزرگ در آسیا بازجهتگیری کرده است.
آن چرخش ساختاری همچنان برقرار است. مگر آنکه این سلسلهمراتب اولویتها تغییر کند، نمایش کنونی قدرت را باید اهرمی در دیپلماسی دانست، نه پیشدرآمد جنگی برای سرنگونی رژیم.
