به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، مواضع متزلزل دونالد ترامپ در ساعات گذشته، بار دیگر نشانههایی از ناپایداری عمیق در رویکرد اعلامی واشنگتن را نمایان کرده است. او که در ابتدا با لحنی تند از تعیین ضربالاجل ۴۸ ساعته برای اقدام علیه زیرساختهای ایران سخن گفته بود، اکنون با چرخشی آشکار، از «پیشرفت در مذاکرات» و تعویق چندروزه عملیات نظامی صحبت میکند. این تغییر لحن ناگهانی، صرفاً یک جابهجایی تاکتیکی ساده نیست؛ بلکه نشاندهنده غلبه محاسبات «هزینه-فایده» بر هیجانات سیاسی در اتاقهای جنگ واشنگتن است. ناظران سیاسی معتقدند ترامپ با درک پیامدهای فاجعهبار هرگونه درگیری، تلاش میکند با استفاده از واژه «مذاکره»، راهی برای خروج آبرومندانه از بنبستی که خود ایجاد کرده، پیدا کند.
*ادعای مذاکره؛ روایتسازی برای فرار از پاسخگویی
ادعای جدید دونالد ترامپ مبنی بر «گفتوگوهای سازنده با ایران» و تعیین مهلت پنجروزه، بیش از آنکه نشانهای از یک تحول واقعی در میدان دیپلماسی باشد، باید در چارچوب مدیریت یک بحران خودساخته تحلیل شود؛ بحرانی که از تناقضگوییهای مکرر و محاسبات نادرست کاخ سفید نشأت گرفته است. ترامپ در آغاز این مسیر، با ادبیاتی حداکثری مدعی شد که توان نظامی ایران، از جمله نیروی هوایی و دریایی آن، بهشدت تضعیف یا حتی «نابود» شده است. چنین ادعاهایی در فضای رسانهای بهعنوان نمایش قدرت مطرح شد، اما در ادامه، تحولات میدانی و راهبردی نشان داد که این روایت نهتنها با واقعیت تطابق ندارد، بلکه خود به دام یک تناقض آشکار تبدیل شده است. اگر چنین برتری قاطعی وجود داشت، طرح درخواست برای کمک بینالمللی جهت تأمین امنیت مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز چه توجیهی میتوانست داشته باشد؟ در همین چارچوب، تلاش واشنگتن برای جلب حمایت متحدان با پاسخ سرد و منفی مواجه شد و بسیاری از اعضای این ائتلاف نهتنها حاضر به ورود به یک درگیری پرهزینه نشدند، بلکه برخی دولتها صرفاً به «بررسی موضوع» بسنده کردند؛ عبارتی دیپلماتیک که عملاً به معنای عدم تمایل به همراهی است. این وضعیت نشاندهنده شکاف میان ادعاهای آمریکا و ارزیابی واقعی شرکای آن از هزینهها و پیامدهای یک تنش گسترده در منطقه است.
