با این برنامه هفتم توسعه، بحران های ایران تشدید می شود!/ ۸۹ درصد کل فقرای ایران از شاغلان هستند

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به گزارش های رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران، که اعلام کرده ۸۹درصد شاغلان سابق و لاحق ایران، فقیرند، گفت: یعنی ۸۹ درصد کل فقرای ایران ، از شاغلان هستند. یعنی چون مناسباتی ایجاد شده که خلق ارزش از طریق بنیه تولیدی فناورانه اتفاق نمی افتد، نمی توانی جمعیتت را سیر کنی! وقتی جمعیتت را سیر نکردی، صدها پیامد فسادآمیز دارد.

با این برنامه هفتم توسعه، بحران های ایران تشدید می شود!/ ۸۹ درصد کل فقرای ایران از شاغلان هستند

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به گزارش های رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران، که اعلام کرده ۸۹درصد شاغلان سابق و لاحق ایران، فقیرند، گفت: یعنی ۸۹ درصد کل فقرای ایران ، از شاغلان هستند. یعنی چون مناسباتی ایجاد شده که خلق ارزش از طریق بنیه تولیدی فناورانه اتفاق نمی افتد، نمی توانی جمعیتت را سیر کنی! وقتی جمعیتت را سیر نکردی، صدها پیامد فسادآمیز دارد.

دانش های ما پراکنده است و ساز و کاری برای تجمیع آنها در راستای اعتلای جامعه وجود ندارد

وی با یادآوری اینکه در چارچوب توسعه؛ بنیان همه گرفتاری ها، ضعف اندیشه ای است، افزود: اشاره به این ضعف اندیشه ای، جسارت یا اهانت به افراد نیست؛ بلکه ما همواره در طول تاریخ کشورمان، تک ستاره های بسیار بزرگ داشته ایم، اما آنچه که تغییر اعتلاءبخش و توسعه ای را محقق می کند، ناظر بر یکپارچه سازی دانش های پراکنده و هویت جمعی بخشیدن به دانش های یکپارچه شده است. تا امروز هیچ ساز و کار نهادی برای این دو مساله حیاتی در حیطه اندیشه ای در ایران، مشاهده نمی شود! جزیره هایی وجود دارند که در حیطه تخصصی خود چیزهای بسیاری می دانند، اما در مسیر اعتلای جامعه از قدرت چانه زنی بایسته برخوردار نیستند.

مومنی گفت: هر جامعه توسعه خواهی باید ابتدا بنیان های اندیشه ای شکل دهنده وضع موجود را شناسایی کند. این، محصول مطالعه عمیق نهادگراها در یک دوره ۱۰هزارساله از تاریخ مکتوب بشری است و بنابر چنین مطالعاتی معتقدند جوامعی که ابتدا توانسته اند بنیان های اندیشه ای شکل دهنده وضع موجود و همچنین بنیان های اندیشه ای شکل دهنده وضع مطلوب را شناسایی کنند، موفق می شوند.

وی با تاکید بر اینکه اقتصاد سیاسی ایران در طول تاریخ، هزینه فرصت این دو نوع فهم را بسیار بالا برده است، ادامه داد: متاسفانه تاب و تحمل بررسی اینکه کسانی که امروز چنین کارنامه ای برای کشور رقم زده اند، چگونه به تخصص ها نگاه می کردند، در حد نصاب وجود ندارد.

ایرانی ها بر سر آنچه نمی خواهند زودتر به تفاهم می رسند

این استاد دانشگاه با بیان اینکه به گواه مطالعات پرشمار در تاریخ ۴۰۰ ساله گذشته ایران، ضعف اندیشه ای درباره مشخصه های وضع مطلوب، به مراتب از ضعف آگاهی نسبت به اوضاع موجود بدتر بوده است، توضیح داد: براساس مطالعات توسعه، اگر جامعه ای تکلیفش با مفهوم توسعه روشن نباشد، تقلاهایش برای رسیدن به چیزها و جاهایی است که نمی داند چیست!

اگر شواهد تاریخی ایران را بررسی کنید، خواهید دید شدت بیشتر ضعف در آگاهی نسبت به وضع مطلوب چگونه خود را نشان می دهد. مطالعاتی داریم که نشان می دهد ایرانی ها در مجموع با همه تفاوت ها در جهان بینی، قومیت، دین، آیین و فرهنگ بر سر آنچه که نمی خواهد، زودتر به تفاهم می رسند! آنها با نادیده گرفتن همه تفاوت ها، نظم نامطلوب موجود را کنار می گذارند، اما بعد بر سر اینکه نظم جایگزین چیست، با یکدیگر دچار چالش می شوند!

ضعف آگاهی، مساله ای چند صدساله

مومنی با تاکید براینکه در ایران همواره ساختار قدرت دل نازک بوده، اظهار کرد: اگر بدانیم این ضعف آگاهی، مساله ای است که چند صدسال تکرار شده، هضم آن راحت تر می شود و امید بیشتری به جدی گرفتن آن ایجاد می کند. آنها که بدون آگاهی از وضع مطلوب، نظم قبلی را بر زمین زدند؛ با خشونت هایی که برای اعمال نظم مورد نظر خود علیه یکدیگر اعمال کردند، به مراتب وضعیت را نسبت به گذشته بدتر کرده اند. بنابراین متفکران توسعه ای، تاکید دارند که ابتدا باید مسائل بنیادین را به خوبی شناخت و در سطوح حداقلی برای آنها تعیین تکلیف کرد. در غیر این صورت، نمی توان با شیوه اداره روزمره جامعه گامی رو به جلو برد و احتمال اینکه به موازات افزایش جمعیت، سرعت و شتاب تغییرات علمی و فنی و تحولاتی که در جامعه پیش می آید و پیچیدگی ها را افزایش می دهد، احتمال اینکه روندهای انحطاط و قهقرا طی شود، افزایش می یابد.

به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ از جنبه روش شناختی در چارچوب دانش اقتصاد، ما با تقدم رتبه ای مسائل سطح توسعه، روبرو هستیم، یعنی اگر مسائل سطح بنیادین را نشناسیم امکان ندارد، بتوان به صورت پایدار مسائل سطح کلان را حل و فصل کرد و اگر قادر به حل و فصل مسائل سطح کلان نباشیم، نمی توانیم مسائل سطح خرد را حل کنیم.

وی اضافه کرد: در نمونه ای ساده؛ وقتی می پرسیم چرا حتی بازارگراهای افراطی، در سراسر دنیا، این میزان به فضای کسب و کار اهمیت می دهند؛ در چارچوب این منطق پاسخ می‌دهند که در شرایط عدم ثبات اقتصادی، چه به صورت تورم یا در شکل بیکاری، قیمت ها منعکس کننده واقعیات کمیابی کالاها و خدمات نیستند، به بازیگران علائم نادرست می دهند و منجر به سوء تخصیص منابع می‌شود. اکنون که بیش از ۳۰سال است در ایران با اراده همراه با توهم، برای راه انداختن سیستم قیمت ها مواجه بوده‌ایم و جایی نیست که نتوان رد عریانی از سوء تخصیص منابع مشاهده کرد.

مومنی خاطرنشان کرد: در سطوح بنیادی تر، به گواه اسناد چهار سرشماری ای که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون انجام شده، در همه این سال ها، به طور متوسط، چیزی نزدیک به دو، سوم افرادی که در سنین فعالیت بوده اند، هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. سوء تخصیص منابع به این معناست! اینکه ما قادر به استفاده از این جمعیت نیستیم. این اسراف و اتلاف بزرگی است. همین چند هفته پیش، آخرین گزارشی که راجع به وضعیت فضای کسب وکار منتشر شده است، عنوان می کند که از کل ظرفیت های نصب شده برای تولید صنعتی در ایران، حدود ۶۱درصد آن بلااستفاده است!

این استاد دانشگاه به مرارت های متعدد خرید ماشین ها، تربیت افراد و آماده سازی زیرساخت ها اشاره کرد و گفت: به دلیل بی دقتی در مدیریت اقتصادی- اجتماعی ،نزدیک به دو، سوم ظرفیت های تولید صنعتی ما بلااستفاده مانده است. اینها هر کدام برای خود ماجراهایی دارند که به ما می گویند پس مساله توسعه خواهی و کوشش عالمانه برای دستیابی به اجماعی بین الاذهانی درباره وضع مطلوب، مساله ای حیاتی برای ما است.

واقعیات توسعه ای ایران، قرابتی با رجزخوانی های ما ندارد!

وی با تاکید براینکه توسعه خود به خودی محقق نخواهد شد و بدون داشتن برنامه شدنی نیست، تصریح کرد: ایران به گواه اسناد پرشمار، جزء پیشگامان برنامه ریزی توسعه در دنیا است، اگر علاقه بند بودید، مستندات آن را در کتاب «کالبدشکافی یک برنامه توسعه» تشریح کرده ام. علی رغم این مساله و با اینکه به طور نسبی، دسترسی ما به منابع ارزی از اکثریت قریب به اتفاق کشورهای در حال توسعه هم بیشتر بوده است، جایگاهمان هیچ تناسبی با این دو مقوله ندارد.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، برنامه ریزی توسعه نیازمند سه گروه شناخت در سطح وضع موجود، وضع مطلوب و سازوکارهای برون رفت از وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطلوب است، اضافه کرد: بررسی تمام اسناد برنامه ریزی توسعه در بالغ بر هفتادساله گذشته، نشان می دهد، مقاومت های بسیار شدیدی برای دستیابی به شناخت عالمانه از واقعیات، وجود دارد؛ چرا که شناخت واقعیت های موجود که مبتنی بر اسناد رسمی حکومت است، مرزی با تبلیغات رسمی، ادعاها و رجزخوانی ها دارند و در برابرش مقاومت جدی ایجاد می شود!

شناخت عالمانه از واقعیات کشور در برنامه هفتم توسعه؛ وضعیت بسیار بدی دارد!

به گزارش جماران، مومنی با بیان اینکه بدترین وضعیت این چالش، در برنامه هفتم اتفاق افتاده، گفت: برای اولین بار سندی به عنوان لایحه برنامه ارائه شده که در آن، گزارش پیوستی راجع به منطق برنامه، به صورت گزارش روندی از وضع موجود، و ارائه تصویری از آینده کشور در صورت تداوم روندهای پیشین، دیده نمی شود. برای اولین بار است که چنین برنامه ای ارائه می شود و نوآوری جدیدی است! با کمال تاسف تعداد این گونه نوآوری ها به طور مرتب در حال افزایش است!

وی با تاکید بر ضرورت ایجاد گفتگوهای ملی بر سر بدیهیات عقلی، ادامه داد: بحث درباره شکل و شمایل برنامه توسعه، تابع درکی است که از توسعه داریم. در مدیریت توسعه، اصل موضوعه «سازماندهی براساس هدف»، اهمیت زیادی دارد. بنابراین اگر سند لایحه برنامه ای منتشر شد که در آن، نه حرف روشنی راجع به وضع موجود زده اند و نه اینکه وضعیت مطلوب در صورت تداوم وضع موجود روشن شده است؛ به این سند نمی توان نسبت برنامه توسعه داد. در چنین شرایطی، حکمت انتشار چنین اسنادی واقعا چیست؟! از دریچه اقتصاد سیاسی، این حکمت یا به ضعف بنیه های اندیشه ای برمی گردد که جنبه «معرفتی» دارد و یا به جنبه اقتصاد سیاسی اشاره دارد که به جنبه «منفعتی» برمی گردد‍!

در برنامه هفتم، چشم اندازهای نگران کننده برای اکثریت مردم؛ برای اقلیتی دارای منافع است!

این استاد دانشگاه اظهارداشت: گرچه چنین مناسباتی برای کشور و اکثریت جمعیتش، چشم اندازهای حادتر و نگران کننده تری پدیدار می کند، اما این مناسبات برای اقلیتی نفع دارد. از این دریچه، مشابهت حیرت انگیزی در ظهور مفهوم مشترک در ایران، عربستان، اسرائیل و آمریکا با عنوان «کاسبان تنش آفرینی» وجود دارد.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، افزود: صمیمانه باید به کسانی که در ساختار قدرت ایران و در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، جایگاه بایسته ای دارند گفت، عزیزم آنها که از دادن چنین گزارشی به شما طفره می روند، خیر شما را نمی خواهند. این بلوغ اندیشه ای لازم دارد که ما بدانیم چه کسانی خیرخواه ما هستند و چه کسانی نیستند.

در دوره احمدی نژاد، کسری بودجه خانوارهای ایرانی چهار و نیم برابر شد

مومنی با تاکید بر ضرورت تنظیم چنین گزارشی که در برنامه هفتم مغفول مانده است، تصریح کرد: به روند واگرایی های بسیار نگران کننده در ایران توجه کنید! در معیشت مردم واگرایی های وحشتناکی ایجاد شده است. جسته و گریخته می شنویم که مصرف سرانه گوشت یا لبنیات مردم نسبت به چهل سال پیش چه وضعیتی پیدا کرده است، اما اگر آن را در کلیت خود بررسی کنید، به این شکل که مثلا ما کشور را به شیوه ای اداره می کنیم که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، که قله درآمد ارزی تاریخ اقتصادی ایران در آن رقم خورد، کسری بودجه خانوارهای ایرانی چهارونیم برابر شد!

این واگرایی شدید در معیشت مردم است و من پیش از این در کتاب «عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز»، «مدارای نجیبانه مردم ایران با فقر» را در کتابی بررسی کرده ام و براساس مستندات نشان دادم، مردم ایران به دلیل اینکه می خواهند نجیبانه زندگی کنند، از مصارف حیاتی خود صرف نظر کرده اند و از سوی دیگر با پدیده پرکاری و یا چند شغلگی حتی در سنین بالای ۶۵سال روبرو هستیم.

منبع  : گیل خبر

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *