
اقتصاد۲۴-«اینجا قیطریه، اینجا قیطریه. ما با دنیای مردگان، با گمشدگان تاریخ در تماس هستیم. ما مودت تاریخیمان را تجدید میکنیم.» این صدای پرویز کیمیاوی است که از فیلم «تپههای قیطریه» حدود ۵۵ سال پیش به گوش میرسد. به دوربین او اسکلتهای بیرون آمده از اعماق خاک زل زدهاند و هیچ نمیگویند. اینجا قیطریه است؛ محدودهای که با کشف اسکلتها و سفالهای خاکستریاش، مرزهای تاریخگذاری پایتخت ایران را جابهجا کرد. ماجرای این کشف به زمانی برمیگردد که بسازبفروشها موقع گودبرداری در محله قیطریه به اسکلتهایی برخوردند که بلای جانشان شد. پس از این کشف، سیفالله کامبخشفرد، باستانشناس از سوی وزارت فرهنگ و هنر راهی قیطریه شد تا راز این گورهای عیانشده را افشا کند. رازی که قدمت تهران را به ۳ هزارسال پیش رساند.
کامبخشفرد در آخرین گفتوگویی که در موزه ملی با او داشتم، از روزهایی گفت که کشف بزرگ قیطریه اتفاق افتاد. در آن زمان تهران به سرعت داشت تغییر چهره میداد که ناگهان ۳۵۰ گور سر از زمین برآوردند و در این محوطه سر و صدای بسیاری برپا شد. کامبخشفرد بارها گفته که کاوشها به دلیل اینکه آثار زیر درختها محفوظ بود ادامه پیدا نکرد. کمتر کسی پیشبینی میکرد؛ شمال تهران نشان از محوطهای تاریخی داشته باشد، اما داشت.
حالا سالهای بسیاری از سال ۱۳۴۸ گذشته و باز هم قیطریه به دلیل مطرح شدن ساخت مسجدی در آن سر زبانها افتاده است. اینبار هم این اتفاق نقطه عطفی شده تا تاریخ و طبیعت در برابر رویکرد تصمیمگیران در تقابل قرار بگیرد. تقابلی که سرانجام در روز ۱۳ فروردین منجر به شکلگیری تجمعی از سوی بسیاری از دوستداران میراث فرهنگی، محیطزیست و اهالی قیطریه شد
