
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، سیزدهم دیماه، یادآور مجاهدت و تلاشهای خستگیناپذیر یکی از باارزشترین پرورشیافتگان مکتب انقلاب اسلامی و بنیانگذار کبیر آن حضرت امام خمینی (ره) است. بازخوانی شخصیت و کارنامه شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، اگر صرفاً در سطح روایتهای عاطفی یا نظامی باقی بماند، ما را از درک یکی از مهمترین ظرفیتهای او محروم میکند. آنچه رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان «مکتب سلیمانی» یاد کردند، فراتر از یک تعبیر ارزشی، اشاره به مجموعهای منسجم از اصول مدیریتی، تصمیمگیری و حکمرانی است که امروز بیش از هر زمان دیگری باید در عرصه اداره کشور و خدمت به مردم به کار بسته شود. در شرایطی که نظام اجرایی با چالشهایی در حوزههای عملکردی و بعضاً گسست میان سیاستگذاری و اجرا مواجه است، این الگو مسیری روشن برای آشتی دوباره با کارآمدی نشان میدهد. اما جوهره اصلی این کارآمدی در منظومه مکتب سلیمانی، یک اصل خدشهناپذیر است؛ خدمتگزاری و مردمداری. حاج قاسم به ما آموخت که میزان توفیق یک مسئول، با میزان اثرگذاری او در حل مسائل واقعی مردم سنجیده میشود.
یکی از ضعفهای ساختاری که گاه گریبانگیر نظام اداری میشود، فاصله میان میز مدیریت و واقعیتهای جامعه است. وقتی تصمیمها فقط پشت درهای بسته و بر پایه گزارشهای کاغذی گرفته شود، نتیجهاش سیاستهایی است که در زندگی روزمره مردم اثر مثبت ملموسی ندارد. الگوی حاج قاسم، «حکمرانی میدانی» بود. او به ما آموخت که برای فهمِ درد مردم، باید در کانون واقعه ایستاد. حضور او در بحرانهایی مانند سیل خوزستان، صرف یک کار رسانهای نبود؛ او میخواست درد مردم را از نزدیک لمس کند تا تصمیماتش، دقیقاً همان گرهی را باز کند که مردم را رنج میدهد. این رویکرد باید در اقتصاد و معیشت هم جاری باشد. مدیر اقتصادی ما وقتی میتواند برای سفره مردم تصمیم درست بگیرد که در متن بازار و در کنار تولیدکننده و مصرفکننده باشد. فاصله گرفتن از مدیریت پشتمیزنشین، اولین قدم برای درک این واقعیت است که مردم در فشارهای اقتصادی چه میکشند.
