به گزارش خبرگزاری آنا، اسفند سال ۱۴۰۲ مردی با مراجعه به پلیس آگاهی، از همسرش و مردی به نام خسرو شکایت کرد و گفت: ۸ سال قبل ازدواج کردم و حالا هم ۲ فرزند ۶ و ۲ سال و نیمه دارم. مدتی قبل متوجه شدم همسرم با مردی غریبه رابطه پنهانی دارد. وقتی او را زیرنظر گرفتم و مخفیانه به محل کارش که یک شرکت خصوصی بود رفتم، دریافتم که او با مدیر شرکت که مرد میانسالی به نام خسرو است رابطه نزدیک و صمیمی دارد.
با محرز شدن این ماجرا به همسرم گفتم روابطش با آن مرد را قطع کند، او نیز پذیرفت، اما چند روز بعد وقتی پسرم به من گفت که خسرو مادرش را به خانه رسانده است، فهمیدم که همسرم همچنان با او ارتباط دارد.
مرد جوان در ادامه گفت: روزی که به محل کار همسرم رفتم و از نزدیک چهره خسرو را دیدم ناگهان از شباهت عجیب او و پسرم شوکه شدم و فکر هولناکی مثل خوره به جانم افتاد.
