
سرویس اجتماعی تابناک_ در میانۀ کارنامۀ نیمهتمام مجلس، نامهای از جنس شکوه و شکایت گشوده میشود؛ نامهای که روایتگر یک اعجاب و یک اعتراض است از عملکرد یک نماینده مجلس.
محمد رئیسزاده، رئیس سازمان نظام پزشکی، قلم به اعتراض برداشته و در نامهای به قالیباف، از اقدامی میگوید که که پیش از همه حرمت قانون و قانونگذار را نگه نداشته است: حضور یکی از نمایندگان مجلس در خانۀ قاتل دکتر مسعود داوودی در یاسوج، و ابراز همدردی با عاملان قتل.
سیاست ورزی عوامپسند
این حرکت را چه باید نامید؟ شاید بتوان ریشهاش را در همان سیاستورزیهای عوامپسند جستوجو کرد؛ سیاستی که گاه چنان از مسیر اصیل خود منحرف میشود که گویی نمایندگی را با نمایشگری اشتباه گرفتهاست.
آقای محمد بهرامی نمایندهای که دوازده سال در آرزوی نمایندگی جنگید و پس از سه دور شکست، بالاخره بر کرسی مجلس تکیه زد، اکنون به جای ایفای نقش در صحن قانونگذاری – با کارنامۀ چهل درصد غیبت در جلسات – به حاشیههایی پا میگذارد که نه با عرف ایرانی-اسلامی همخوانی دارد، نه با سوگندی که برای پاسداری از قانون یاد کردهاست.
وقتی قانونگذار، حرمت قانون و حکم قانون را بشکند، وقتی ناظر قانون، خود پا بر آن بگذارد، دیگر چه بنیادی استوار خواهد ماند؟ قانونی که حکم داده، با رفتاری متناقض، مورد هجمه و بیحرمتی قرارت در محاسبه اشتباه کرده. چنین حرکتی نه تنها رای نمیآورد، که صلاحیتش را برای دورۀ بعد به پرسش میکشد.
آری درست است که پزشکی ما به قول دکتر باقری لنکرانی باید در مسیر انسانیتر شدن بیشتر گام بردارد و خطاهایش به حداقل برسد اما این توجیهی برای یک نماینده نمیشود که کار این چنینی را انجام دهد و عکسش را در رسانهها وایرال کند. آن هم در شرایطی که پزشک مقتول نهایتاً از خطای پزشکی تبرئه شده است.
تلنگری برای مجلس
این داستان تلنگری باید باشد برای نمایندگان مجلس و هیئت رئیسه تا راه را بر خطاهای دیگر و انحرافات از قانون ببندند. نماینده یک شهر در واقع نماینده کل ملت است اما این روزها اکثریت نمایندگان درگیر کارهای جزئی، دید و بازدیدها، تعطیلات برای بازدید از حوزه انتخابیه و غیره هستند که اساساً با وظیفه اصلی مجلس و کلان نگری آن در تناقض و تضاد است.
