
خیابان رسالت این روزها دیگر فقط یک نشانی نیست. مسیری است که به قلب یک فاجعه ختم میشود. جایی که خانهها، بیهیچ نشانی از جنگ، هدف قرار گرفتند.
به گزارش خبرنگار مهر، از ابتدای خیابان رسالت، کافی است رد پرچمهای قرمز را بگیری؛ پرچمهایی که نه فقط بر زمین، که بر حافظه شهر کوبیده شدهاند. هر قدمی که جلوتر میروی، انگار چیزی در درونت فرو میریزد؛ جایی در سینهات مچاله میشود، بیصدا، بیامان. این مسیر، فقط یک خیابان نیست؛ راهی است که تو را آرامآرام به قلب فاجعه نزدیک میکند، به جایی که دیگر واژهها از تو فاصله میگیرند و فقط حس باقی میماند؛ حس سنگین ایستادن در قتلگاه چندین خانواده.
حالا، در کوچهپسکوچههای خیابان رسالت، پاسخ آن صداها را میبینند. اینجا، دیگر خبر نیست؛ تصویر است، لمس است، واقعیت بیواسطه است. خانوادههایی که یکجا از دست رفتهاند، خانههایی که یکباره خالی شدهاند، زندگیهایی که در یک لحظه متوقف شدهاند.
و تو، میان این همه، فقط ایستادهای. رد پرچمهای قرمز را تا انتها آمدهای، اما پایانش چیزی نیست جز سنگینی یک حقیقت: جنگ، وقتی به خانه میرسد، دیگر هیچکس را بیرون از خودش باقی نمیگذارد.

