
ما سختی درس خواندنِ شما را میبینیم. بهخاطر دل دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب درس بخوانید و منتقم خونشان باشید؛ آرزوهایشان را به ثمر برسانید.
یادداشت مهمان، مهری عبیدی: ١٨ سالگی سن عجیبی است. اکثر ما منتظر اتفاقات خارقالعاده و ویژهای در آن سن بودیم. انگار ناگهان انقلاب درونی اتفاق میافتد و یکباره بزرگ میشویم. سالها منتظر آمدن این سن دوست داشتنی و رمزآلود بودیم. بعضیهایمان حتی جشن تولد متفاوتی گرفتیم.
آخر همه چیزهای مهم از آن سن شروع میشد: گرفتن گواهینامه، رسیدن به سن قانونی، حضور در اجتماعات و انتخابات، و در یک کلام. بزرگ شدن و مهمتر از همه پایان ١٢ سال درس خواندن ایستاده بود. و امام زمانی که مشتاقتر از ما به ظهور است، او چون سربازی وظیفهشناس مشغول خدمت به امام زمانش بود. مانند سربازی در خط مقدم جبهه، حتی از دو ساعت بعد خودش هم خبر نداشت اما سلاحش کتابش بود و هرگز دست از مبارزه برنداشت. آنقدر خواند که با علمش پوزه دشمن را به خاک مالید.»
پس!
برای ایرانی آباد
برای ایرانی آزاد
و برای فردایی بهتر
بخوان که خوب میخوانی!

