در روزهای گذشته مهرداد پهلبد، همسر شمس پهلوی، بر اثر کهولت در خارج از کشور درگذشت. این مناسبت بهانهای شد تا کارنامه او بازخوانی شود و آشنایان درباره پیشه و پیشینه وی، به بیان خاطرات خود بپردازند. در گفتوشنودی که پیش روی شماست، استاد داریوش اسدزاده، هنرمند نامآشنای کشور، خاطرات خویش از مهرداد پهلبد را بیان کرده است.
چند روز پیش خبر رسید که عزتالله مینباشیان، معروف به مهرداد پهلبد، شوهر شمس پهلوی در 103 سالگی فوت کرده است. با عنایت به حضور مداوم شما در عرصه هنر، شناختتان از او چقدر بود؟
من خانواده اینها را میشناختم. او پسر نصرالله مینباشیان، یکی از بهترین ویولونیستها بود که با فرزندانش، به بچههای رضاشاه درس میداد. خود عزت یک ویولونیست متوسط بود و ابدا در سطح پدرش نبود. او بعد از مدتی، با توجه به اینکه شمس از فریدون جم، شوهر اولش، خوشش نمیآمد و در پی جدایی از او، با وی ازدواج و از یک زندگی متوسط، به یک زندگی درباری راه پیدا کرد. درمجموع، شاه از او و شمس خوشش نمیآمد و اینها در کاخ اختصاصی خود، در مهرشهر کرج زندگی میکردند. عزت مینباشیان پس از ازدواج با شمس و به توصیه او، فامیلش را هم عوض کرد و شد پهلبد!
پهلبد چگونه شخصیتی داشت و روابط شما با او چگونه بود؟
از او خوشم نمیآمد. ماجرایی هم باعث این رویداد شد. یک بار پیسی را ــ که ترجمه بود ــ با ایرن و وحدت در کاخ و در حضور شاه اجرا کردیم. شاه خیلی خوشش آمد و خندید. بعد از نمایش، صدایم زد و پرسید: «کجا کار میکنی؟» پاسخ دادم: «وزارت دارایی!» شاه به پهلبد پرید که «یک هنرمند در وزارت دارایی چه کار میکند؟ باید در اداره تو باشد». همه وزرا و تیمسارها هم حضور داشتند و شاه هم اصطلاحا، بدجوری جلوی روی همه، پهلبد را ضایع کرد و بعد هم با عصبانیت راه افتاد و رفت و از اینجا به بعد، پهلبد با من بد شد! مدتی بعد به من گفتند: از وزارت فرهنگ نامهای آمده است که شما را منتقل کنند. من گفتم: نامه را بایگانی کنید!
