درخواست دیه از بیت‌المال تاجر پارچه بررسی می‌شود 

مردی که دو سال قبل به دلیل اختلاف مالی تاجر پارچه را در دفتر کارش در خیابان جمهوری تهران به قتل رساند، پیش از محاکمه در زندان بر اثر بیماری لاعلاج جان داد. حالا اولیای‌دم درخواست دیه کرده‌اند

مردی که دو سال قبل به دلیل اختلاف مالی تاجر پارچه را در دفتر کارش در خیابان جمهوری تهران به قتل رساند، پیش از محاکمه در زندان بر اثر بیماری لاعلاج جان داد. حالا اولیای‌دم درخواست دیه کرده‌اند

جوان آنلاین: مردی که دو سال قبل به دلیل اختلاف مالی تاجر پارچه را در دفتر کارش در خیابان جمهوری تهران به قتل رساند، پیش از محاکمه در زندان بر اثر بیماری لاعلاج جان داد. حالا اولیای‌دم درخواست دیه کرده‌اند. 
ساعت ۱۹ شامگاه سه‌شنبه، ششم آذر ماه سال ۱۳۹۳، رهگذران و کاسبان خیابان اسکندری، نزدیکی خیابان جمهوری تهران، با شنیدن فریاد‌های دو زن جوان از درگیری خونینی در یکی از واحد‌های طبقه دوم یک ساختمان تجاری باخبر شدند. اهالی محل داخل دفتر کار یک مرد تاجر پارچه‌فروش با پیکر خونین دو مرد روبه‌رو شدند. یکی از آنها نفس‌های آخر را تجربه می‌کرد و صاحب شرکت بود و دیگری که ضارب بود، به شدت زخمی شده بود و چاقوی خونین کنارش افتاده‌بود. 

 قتل تاجر
لحظاتی بعد، تیمی از مأموران پلیس و عوامل اورژانس به محل حادثه اعزام شدند. مدیرعامل شرکت، «پیمان» ۶۷ ساله، بر اثر شدت جراحات وارده جان باخته بود، اما ضارب که از ناحیه گردن و شکم زخمی شده بود، هنوز نفس می‌کشید و برای درمان به بیمارستان منتقل شد. 

 ورود بازپرس ویژه قتل به پرونده
با اعلام خبر قتل مرد میانسال، قاضی صنعتگر، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند. 
بررسی‌های مأموران نشان داد مقتول، مدیرعامل یک شرکت معروف تولید پارچه‌های مبلی بوده و ضارب نیز از همکاران قدیمی او محسوب می‌شود. گفته می‌شد این دو از مدتی قبل با هم مشکل مالی پیدا کرده بودند و ساعتی قبل در دفتر کار پیمان، درگیری مرگبار را رقم زده بودند. 

 روایت شاهدان؛ از پذیرایی با چایی و میوه تا چاقو و خون
تیم جنایی در ادامه تحقیقات به سراغ حسابدار و کمک حسابدار مقتول که از شاهدان حادثه بودند، رفت. یکی از آنها در تشریح ماجرا گفت: «ساعتی قبل از حادثه، «بهروز» که از همکاران قبلی پیمان بود به دفتر آمد و گفت با مدیر عامل قرار ملاقات دارد. ما خبر داشتیم آنها با هم اختلاف مالی دارند و چند باری هم درباره همین موضوع جلسه گذاشته‌بودند. هماهنگ کردم و او وارد اتاق مدیرعامل شد. ما هم از او با چای و میوه پذیرایی کردیم.»
این شاهد ادامه داد: «صدای شوخی و خنده آنها از پشت در به گوش می‌رسید و ما تصور می‌کردیم همه چیز به خوبی پیش می‌رود، تا اینکه ناگهان صدای درگیری آنها بلند شد. وقتی فریادهایشان به گوش رسید، سراسیمه وارد اتاق مدیرعامل و با صحنه هولناکی روبه‌رو شدیم. هر دو زخمی بودند و خون زیادی روی سرامیک‌ها ریخته شده بود. چاقوی خونین هم در کنار آنها افتاده‌بود. ترسیدیم و به سرعت بیرون رفتیم و با داد و فریاد از مردم و همسایه‌ها درخواست کمک کردیم.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *