منِ حقیر به لحاظ خانوادگی، با بسیاری از مراجع و علمای متأخر آشنایی و به آنها ارادت داشتهام. پدرم مرحوم آیتالله سید حسین قاضی طباطبایی از علما و عرفای کمنظیری بودند که در قم متوطن بودند و همانند عمویشان اسوهالعارفین آیت الله سید علی قاضی طباطبایی مدفون در وادیالسلام نجف اشرف، عصرهای جمعه در منزلشان مجلس روضهای داشتند که حتیالمقدور همه علما و بزرگان در آن مجلس شرکت میکردند
سرویس تاریخ جوان آنلاین: منِ حقیر به لحاظ خانوادگی، با بسیاری از مراجع و علمای متأخر آشنایی و به آنها ارادت داشتهام. پدرم مرحوم آیتالله سید حسین قاضی طباطبایی از علما و عرفای کمنظیری بودند که در قم متوطن بودند و همانند عمویشان اسوهالعارفین آیت الله سید علی قاضی طباطبایی مدفون در وادیالسلام نجف اشرف، عصرهای جمعه در منزلشان مجلس روضهای داشتند که حتیالمقدور همه علما و بزرگان در آن مجلس شرکت میکردند. از جمله افرادی که هر از چندی در آن مجلس حضور مییافتند، مرحوم آیتالله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی بودند. در مجلس موصوف مرحومان: علامه طباطبایی وآیت الله حاج شیخ مرتضی حائری فرزند مؤسس حوزه علمیه بهطور مرتب و مراجعی چون آیاتالله: نجفی مرعشی، گلپایگانی، شریعتمداری، محقق داماد، فقیه رشتی، بهجت، جوادی آملی، فاضل لنکرانیِ پدر و پسر، رهبرمعظم انقلاب و برادرشان آیت الله سید محمد خامنهای، سبحانی و بسیاری دیگر از مشاهیر که اغلب در جوار رحمت حق تعالی آرمیدهاند و ذکر نامشان از موضوع سخن ما خارج است، شرکت میکردند و به نفس آن صاحب مجلس اعتقاد داشتند و بهرهمند میشدند.درآن مجلس مرحوم آیتالله خزعلی و گاهی دامادشان مرحوم حجت الاسلام والمسلمین مروی خراسانی وعده دیگر، اغلب بحثهای علمی و عرفانی مطرح می کردند. چیزی که هیچگاه مطرح نمیشد،حرف لغو و بیهوده بود.به هرحال، با مرحوم آقای خزعلی از آنجا آشنا شدم. مرحوم آقای خزعلی به عرفا علاقه ویژهای داشتند، بهخصوص مرحوم آقا سید علی آقا قاضی، البته آقای قاضی را ندیده بودند. در دامغان به مرحوم حاج آقا علیاکبر معلم علاقه ای وافر داشت و به دیدارش میرفت و نیز در قزوین هم به دیدار مرحوم عارف بالله ،حاج آقا موسی زرآبادی میشتافت.
بعدها که مرحوم حضرت امام خمینی(قده) در سال 1341 مبارزاتشان را با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی آغاز کردند، از همان اوان و در نوجوانی به مبارزات اسلامی گرویدم. مرحوم آیت الله خزعلی را در منزل مرحوم امام- که آن زمان در انتهای کوچه یخچال قاضی بود-زیارت میکردم و به اصطلاح با ایشان مشی مشترکی داشتم، با این تفاوت که ایشان در حوزه بود و حوزوی و من به تهران آمدم و با کلیه ملیون و مذهبیها ارتباط برقرار کردم، از جمله مرحومان آیتالله طالقانی، مهندس بارزگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس سحابی و… حتی در محاکمه آقای بازرگان در جلسات دادگاه شرکت میکردم. مرحوم آقای طالقانی دادگاه را به رسمیت نمیشناخت و به احترام قضات که لدی الورود همه باید قیام کنند، آقای طالقانی بلند نمیشد! اجمالاً تا زمانی که امام آزاد بودند و به زندان و تبعید به ترکیه انتقال نیافته بودند، در منزل حضرت امام با آیتالله خزعلی ملاقات داشتم. روزی مرحوم آیتالله خزعلی از زندان آزاد شدند و به قم آمدند. گمانم از زندان قزلقلعه آمده بودند. جلسه عمومی در منزل بیرونی مرحوم امام بود. خیلی از فضلا و طلاب هم بودند. مرحوم آقای خزعلی در جمع به امام گفت: «آقا! در زندان با من کار بسیار بدی کردند!» امام توجهی نکردند تا اینکه آقای خزعلی این مطلب را تکرار کردند. مرحوم امام سئوال کردند: «چه کار کردند که مدام بیان میکنید؟» مرحوم آقای خزعلی گفتند: «آقا! ریش مرا تراشیدند!» مرحوم امام لبخندی زدند وبه شوخی فرمودند: «خوش به حالات توفیق جبری نصیبات شد!»البته آقای خزعلی در مبارزات حضور فعالی داشتند و در بحبوحه انقلاب فرزند نوجوانش به نام حسین خزعلی – که در کوچه آبشار قم در تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت کرد- به ضرب گلوله نظامیان شهید شد.این درحالی بود که پدر بالاجبار مخفی بود وبه سختی توانست لحظاتی پیکر فرزند نوجوان خویش را ببیند.
مرحوم آیت الله خزعلی در بروجرد متولد شده بودند، لیکن امر دروس مقدماتی را در مشهد به انجام رساندند و از محضر علمای آن روز، بهویژه مرحومان حاج میرزا هاشم قزوینی و حاج آقا مجتبی قزوینی بهرهمند بودند وبعدازآن به قم . منتقل شدند.این زمان مقارن با مرجعیت اعلای مرحوم آیتالله العظمی بروجردی بود وآقای خزعلی در درس ایشان، امام خمینی- که ابتدا در مسجد سلماسی بود وبعدها به صحن مطهرحضرت معصومه(س) برقرار میشد-و علامه طباطبایی شرکت میکردند . البته بخشی از معارف را هم از محفل درسی آیتالله بهجت بهره بردند.
آیت الله خزعلی به تعظیم اعیاد اسلامی بسیار همت میگماشت، بهویژه به عید سعید غدیر علاقه وافر داشت و مایل بود بهجای عید نوروز باستانی، عید غدیری را جایگزین کند! قبل از انقلاب در مجالسی که در تهران منبر میرفت، شرکت میکردم. از وجوهات شرعی استفاده نمیکرد. پس از پیروزی انقلاب از همان آغاز، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی شد. طبق خواست امام و تا پایان حیات ایشان هم از فقهای شورای نگهبان بودند،منصبی که دردوران زعامت رهبر معظم انقلاب هم تامدت ها درآن خدمت می کردند. قبل از انقلاب از مرتبطان با انجمن حجتیه هم بودند و با حاج شیخ محمود تولایی معروف به «حلبی» صمیمیت داشتند و در وفات مرحوم آقای حلبی هم، ایشان باعث دفن او در ابنبابویه شدند و در مراسم مرحوم حلبی هم به منبر رفتند. در این باره تحلیل های گوناگونی بوجود دارد،اما من معتقدم که آیت الله خزعلی تلاش داشتند تا از افتادن اعضای این انجمن به ورطه عناد با انقلاب جلوگیری کنند وتا حدی هم دراین امر توفیق داشتند.خودشان می فرمودند که: من از زمانی که امام نهی فرمودند، ازآنها فاصله گرفتم.
