شیشه را در بغل جنگ نگه می‌دارند

۵۰ نفر نیروی شیشه‌بر جهادی در اصفهان پای کار برش و نصب ۵۰‌هزار مترمربع شیشه ایستاده‌اند

۵۰ نفر نیروی شیشه‌بر جهادی در اصفهان پای کار برش و نصب ۵۰‌هزار مترمربع شیشه ایستاده‌اند

جوان آنلاین: وقتی شیشه‌ای در خانه می‌شکند، کسی امروز و فردا نمی‌کند، چون شیشه بخشی جدایی‌ناپذیر از حریم خانه است؛ شیشه‌هایی که جان پنجره‌ها هستند و دست نور را می‌گیرند و به فضای خانه می‌آورند. با این همه، در جنگ هیچ مصالحی به اندازه شیشه‌ها شکننده و ظریف نیستند، درست مثل گزاره‌های ما، کلمات و داوری‌های‌مان. وقتی جنگ شروع شد، بعضی از ما به طعنه گفتند که نان شیشه‌بر‌ها در روغن است. اگر این جنگ برای ما آب نداشت، برای شیشه‌بر‌ها حسابی نان داشت، اما جنگ هرچه پیش‌تر رفت، فضا‌ها شفاف‌تر شد و خبر‌ها از حضور شیشه‌بر‌ها در خط مقدم حرکت‌های جهادی پشت جبهه حکایت داشت. گفت‌وگوی ما را با محمد خدایی، شیشه‌بر اصفهانی می‌خوانید که بعد از عید، خود را در متن یک حرکت جهادی قرار داده است. 

آقای خدایی! چه شد به عنوان یک شیشه‌بر به ذهن شما و دوستان‌تان در اصفهان رسید که بخش قابل توجهی از زمان‌های‌تان را به صورت جهادی و صلواتی در اختیار خانواده‌های آسیب‌دیده قرار دهید؟ یعنی درست جایی که می‌توانستید برای خودتان درآمدزایی فوق‌العاده‌ای داشته باشید. 
از زمانی که جنگ رمضان شروع شد و به خاطر حجم بمباران‌ها منازل مسکونی دچار آسیب شد، در تلویزیون دیدم که در تهران گروه‌های جهادی شروع کرده‌اند به خانواده‌هایی که منازلشان دچار آسیب شده، خدمات می‌دهند. اسفندماه بود و اصفهان داشت بمباران می‌شد. تماس‌ها شروع شد که خانه ما را زده‌اند و شیشه‌های‌مان شکسته است. من به خاطر حرفه‌ام و به واسطه همین تماس‌ها به منازل مراجعه می‌کردم، ولی از همان موقع با خودم عهد بستم که الان موقعیتی نیست که بخواهیم طبق روال مرسوم از مردم دستمزد بگیریم، چه برسد به اینکه خدای‌ناکرده کسی از این موقعیت سوءاستفاده کند، یعنی اگر مثلاً اجرت ما در زمان صلح یک‌میلیون تومان بود، الان نصف همان مقدار را باید بگیرم تا همدرد مردم باشم و بخشی از این بار را به دوش بکشم. از همان روز‌های اول خانواده را جایی بیرون از شهر بردم و خودم برگشتم اصفهان. با خودمان گفتیم ما که مثل دوستان رزمنده پای لانچر‌ها نیستیم، اما می‌شود پشت جبهه کاری انجام داد که مرهمی بر دل داغ‌دیده مردم باشد. دنبال فرصتی برای کار گروهی بودم تا اینکه اتحادیه ما اعلام کرد فرد خیری در اصفهان با هماهنگی استانداری، ۵۰‌هزار متر شیشه خریداری کرده و افرادی که مایل به کمک هستند و دوست دارند به صورت جهادی کار کنند، می‌توانند در این امر خیر سهیم باشند، البته دو روز قبل از آن تماسی از طرف دوستان گرفته شد و گفتند یک شرکت خصوصی در هفتون اصفهان که از اولین محله‌هایی بود که واحد‌های مسکونی آن مورد حمله قرار گرفت، مقدار قابل توجهی شیشه خریداری کرده. گفتند شیشه‌بر می‌خواهند که اندازه‌گیری و برش شیشه‌ها را انجام دهد. من گفتم با کمال میل می‌روم. 

 این اتفاقات اسفندماه دارد می‌افتد؟
نه، اسفندماه هنوز به ما اعلام نکرده بودند که گروه‌های جهادی تشکیل شده، اما ما به صورت خودجوش بر اساس تماس‌هایی که گرفته می‌شد، خدمات ارائه می‌کردیم، حتی آن موقع هم که جهادی کار نمی‌کردیم، سعی‌مان این بود که قیمت‌ها را پایین در نظر بگیریم، اما فروردین که محله مسکونی هفتون مورد اصابت قرار گرفت، ما آنجا ۳۲ شهید دادیم. وقتی پیکر‌های شهدا را از زیر آوار بیرون می‌کشیدند، صحنه‌های خیلی دردآوری دیدم که فراموش‌نشدنی است. ما از آنجا شروع به کار کردیم، چون حجم انفجار به حدی بود که شیشه‌های واحد‌های مسکونی زیادی بر اثر موج انفجار شکسته بود. 

 امسال عید هم هوا سرد بود. 
بله، از همان موقع شروع به اندازه‌گیری و کدگذاری کردیم. ما این اندازه‌ها را در اختیار همان شرکت قرار می‌دادیم و نیرو‌های نصب بلافاصله کارشان را انجام می‌دادند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *