قلمرو تاریخی یک خانه

امروز موزه‌ها برای این شکل نمي گیرند که بگویند داشته ایم یا بوده‌ایم و زندگي را در حیات بي فردا خلاصه نمي‌کنند، بنابراین از تفكری که موزه را محل مردگان تعریف کرده، فا صله‌ی بسیاری گرفته‌اند.

امروز موزه‌ها برای این شکل نمي گیرند که بگویند داشته ایم یا بوده‌ایم و زندگي را در حیات بي فردا خلاصه نمي‌کنند، بنابراین از تفكری که موزه را محل مردگان تعریف کرده، فا صله‌ی بسیاری گرفته‌اند.

سرویس تاریخ جوان آنلاین: اول؛ امروز موزه‌ها برای این شکل  نمي گیرند که بگویند داشته ایم یا بوده‌ایم و زندگي را در حیات بي فردا خلاصه نمي‌کنند، بنابراین از تفكری که موزه را محل مردگان تعریف کرده، فا صله‌ی بسیاری گرفته‌اند. اگر موزه این بود، که ازمشاهیر، همان سنگ قبرشان کافي بود. نبود؟! اما مي بینیم که در جهان، خانه‌های بسیاری با دلایل متنوعي، به موزه تبدیل شده‌اند که بخش اعظم شان شخصیت محورند، مربوط به کساني هستند که در جوامع مختلف با دلاین مختلف، خانه یامحل زندگي آنها به موزه تبدیل شده است. در این میان، خانه‌های مشاهیر علم و فرهنگ و هنر به دلیل ارزش‌های ماهيتی که مورد اشتراک و پذیرش طیف‌های بیشتری از مردم هستند، جایگاه ویژه‌ای دارند. هرچند این موزه‌ها واقعیت فیزیكي موجود دارند اما اساس شكل‌گیری‌شان ابعاد ارزشگذارانه‌ی غیرمادی است.

دوم؛ شهرها از نظر وجود شخصیتهای برجسته، پر از افتخارات ملي و جهاني هستند و تهران هم همینطور. اما شایدبرای موزه شدن به دلاین قاطع و قانع کننده‌ای نیاز داریم و اینگونه شود که تنها شهرت کافي نباشد، زیرا فرصت طلب ها و خودنمایي ها هم وارد وادی فرهنگ شده و چه بسیار افرادی که استوانه های فرهنگي بودند و هستند و دیده نشده‌اند یافراموششان کرده‌ایم. از این دید خانه موزه تازه تأسیس سیمین و جلال را تنها متعلق به این دو شخصیت برجسته ندانیم و آن را نمونه‌ای سمبلیک و نه برگزیده، برای قدرشناسي جامعه از مشاهیرمان بدانیم. مي دانیم کارهای نكرده بسیاری در فرهنگ داریم که خانه موزهها بهانه‌ای ست برای شناخت و باز شناخت. چنین موزهه‌ای شبیه پرچم‌هایي هستند که درشهرها برافراشته مي‌شوند.

سوم: اما به را ستي خانه سیمین و جلال دلاین قاطع برای موزه شدن دا شته ا ست. خود جلال آل احمد و خود سیمین دانشور که حتي اگر زوج هم نبودند، باز هم هر کدام مستقل از دیگری به‌ عنوان یكي از قله‌های فرهنگي کشور با آثاری که از خود برجای گذا شته‌اند، دلین محمكمي هستند که بگوییم “اینجا باید موزه مي شد” نه خانه‌ی دا ستان و نه خانه‌ی ادبیات، که هر کدام از اینها مي‌تواند در بستر این موزه تعریف شود.

چهارم؛ فرض را بر این مي‌گذارم که خواننده‌ی این مطلب درباره‌ی هر دو شخصیت اطلاعات و شناخت دارد، بااین‌حال یک معرفي یک خطي:

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *