
شب میلاد حضرت علی (ع) و جشن روز پدر، و روایتی از یک پدر جوان، که در حوالی سینما پرشین در مهرشهر کرج، از سر اتفاق، سر صحبت باز شد.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی تابناک، مردی ۳۸ ساله از سالن بیرون آمد؛ جوانی سرزنده با چهرهای شاداب که کمتر کسی باور میکرد پدر سه فرزند باشد.
او در ۱۸ سالگی ازدواج کرده، از ۱۷ سالگی کار کرده و حتی در همان نوجوانی ماشین شخصی خریده بود. اما آن شب، خانه خالی بود – فرزندان با مادر به خانه پدربزرگ رفته بودند – و هیچ تبریکی از سوی بچهها، حتی از پسر ۱۵ سالهاش، دریافت نکرده بود. شاید انتظار اصلیاش از همسر بود که به کودکان یادآوری کند.
ذرهای از ناراحتی در چهره او نمیشد دید. حتی وقتی از فرزندانش و همسرش صحبت میکرد که به او تبریک نگفتند با لبخند و و با آرامش کامل سخن میگفت.
پرسیدم: « سینما بودی چه فیلمی دیدی؟»
گفت: «به خدا قسم اصلاً نمیدانم چه دیدم.»
تعجب کردم: «مگر میشود دو ساعت در سینما باشی و ندانی؟»
قسم میخورد که حواسش به پرده نبود؛ فقط چند معامله ارز دیجیتال (ترید) کرده و ۸ دلار سود برده بود. بقیه زمان را هم نمیدانست چگونه گذرانده.
عجیبتر اینکه به من، یک غریبه، اصرار داشت ساعتی با هپدیده شایعتر است؛ هنجارهای فرهنگی ابراز ضعف را ناپذیرفتنی میدانند و مردان را به کار بیش از حد، ریسکپذیری یا انزوای پنهان سوق میدهند. طبق متاآنالیز BMC Psychiatry (۲۰۲۵)، شیوع مادامالعمر اختلال افسردگی عمده در مردان ایرانی حدود ۷.۶% و شیوع نقطهای تا ۱۹.۱% است. نرخ ۱۲ماهه نیز ۱۰.۸% گزارش شده – بالاتر از میانگین جهانی در برخی گروهها.
تأثیرات ویرانگر: کاهش حمایت عاطفی از خانواده، اختلال در خواب و تمرکز، روابط آسیبدیده، ریسک بالای خودکشی (به دلیل عدم تشخیص زودهنگام)، و انتقال الگوهای منفی به فرزندان. عدم درمان میتواند به سوءمصرف مواد یا بحران خانوادگی بیانجامد.
این پدران، قهرمانان خاموش جامعهاند؛ لبخندهای شبانه با بار سنگین مسئولیت و انتظار مهربانی از اطرافیان. روز پدر، فرصتی است برای شکستن سکوت و توجه به صدای پنهانشان. گاهی میتوان فقط با مهربانی هوای دیگری را داشت.
محمدرضا شیرازی رحمانی
