
اقتصاد ۲۴- «مارک پن» استراتژیست، تاجر، نویسنده و مشاور سیاسی است. او از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۸ مشاور بیل و هیلاری کلینتون بود و درحالحاضر رئیسِ “مؤسسۀ نظرسنجی هریس” و مدیر اجراییِ “شرکت استاگل” است. او انتقادات صریح و قابلتوجهی به مشی استراتژیک بایدن دارد. بهعقیدۀ او رمز پیروزی بایدن رجوع به رأیدهندگان میانهرو (نوسانی) و محافظهکارِ متمایل به حزب دموکرات است. مارک پن هشدار میدهد که برنامۀ انتخاباتی بایدن نیاز به تغییرات عمده دارد و درغیراینصورت با شکست مواجه خواهد شد.
شایان ذکر است که مقالات ترجمهشده در این بخش، صرفاً بازتاب دیدگاه نویسنده و در راستای بررسی مطبوعات جهان است.
پرزیدنت بایدن در همه “ایالتهای نوسانی” درحال عقبنشینی است و بهنظر میرسد کمپین او با رویکرد جدیدش درقبال اسرائیل، بودجۀ ۷ تریلیون دلاری، مالیاتهای هنگفت و ناتوانی در تبیین مسائل اساسی، تمرکز زیادی بر تقویت پایگاه سیاسیِ چپگرای خود کرده است.
مسائلی مثل تورم، مهاجرت و انرژی فشار زیادی بر پایگاه حزبی او وارد آورده و رأیدهندگانِ نوسانی و میانهرو را از دست داده است. آراء این گروهها از انتخاباتی به انتخابات دیگر تغییر میکند و به اعتقاد من، عامل بنیادینِ تصمیمگیری در رقابتهای ۲۰۲۴، تمرکز بر همین بخش است.
من دهها سال بر رفتار “رأیدهندگان نوسانی” و نحوهٔ جذبشان متمرکز بودهام و ازجمله در کمپین انتخاباتیِ “بیل کلینتون” در سال ۱۹۹۶ نیز از قدرت این گروهها بهرهمند شدهام. اگر جو بایدن بخواهد چهار سال دیگر در قدرت بماند، بیتردید باید از چپگراییِ محض دست بردارد و مسیر متفاوت و مرکزگرایانهای ترسیم کند تا برای آندسته از رأیدهندگان که طرفدار سازشهای دوحزبی بر سر مسائل بنیادین، نظام مالی و آمریکای نیرومند هستند، جذابیت داشته باشد.
مردم معمولاً تصور میکنند که حضور رأیدهندگانِ بهاصطلاح پایه در انتخابات مهمتر است و تعداد رأیدهندگان نوسانی تعیینکننده نیست. در فضای قطبیشدۀ امروز، بایدن و ترامپ هرکدام حدود ۴۰ درصد از آراء ملی را در پایگاههای حزبی خود در اختیار گرفتهاند. اینها طرفداران پروپاقرصاند و هیچ چیزی نظرشان را تغییر نخواهد داد؛ اما درخصوص آن ۲۰ درصد باقیمانده باید توجه کرد که رأیدهندگانِ نوسانی بهدلیل پتانسیل تغییر قدرت، وزن سیال و نامتناسبی دارند. این مسأله به فرمول ریاضی سادهای اشاره دارد: ۱۰ رأیدهنده را در ۲ گروه ۵ نفره در نظر بگیرید. اگر در این بین ۱ رأیدهنده نوسانی باشد، نسبت ۶ به ۴ برقرار میشود و تیم ضعیف باید ۲ رأیدهنده وارد کند تا به تساوی برسد، ضمنآنکه به رأیدهندۀ سومی هم برای بُرد قطعی نیاز دارد.
قدرت این فرمول ریاضی که سکانِ کمپینهای بیل کلینتون (با شعار “پُلی به قرن بیستویکم”)، جورج دبلیو بوش (با شعار”محافظهکاریِ دلسوزانه”) و باراک اوباما (با شعار”امید و تغییر”) را به دست گرفت، بدونشک از سوی گروههای پایه (مانند اتحادیهها یا PACها که منافع خاصی در حفظ نفوذ و قدرت خود دارند) از نظر پنهان شده است. میشیگان (ایالت موسوم به میدان نبرد) را در نظر بگیریدکه ترامپ در خلال ماه گذشته در این ایالت ۳ درصد از بایدن پیشی گرفت. بایدن برای غلبه بر این شکاف، باید نزدیک به ۲۵۰ هزار رأیدهندۀ اضافی (۳ درصد بیشتر از ۸ میلیون رأیدهندۀ ثبتنامشده) به میدان بیاورد تا در ایالتی که قبلاً رکورد بیش از ۷۰ درصد مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری را داشت، به پیروزی برسد، ولی میتواند با تغییر نظر ۱۲۵ هزار رأیدهندۀ نوسانی بازی را به نفع خود تغییر دهد و برنده شود.
بهرغم محاسبات ناشی از این فرمول، بهتجربه میگویم که نامزدهای ترسخورده این ایده را رواج دادهاند که دموکراتها یا جمهوریخواهان در ماه نوامبر در خانه خواهند ماند، مگر اینکه آنچه را میخواهند تصاحب کنند. در گفتگو با رؤسای گروههای انتخاباتیِ چپ و راست پی بردهام که چنین واهمهای در میانشان رواج دارد.
به خاطر دارید که زمستان سال گذشته مقالهای در نیویورکتایمز منتشر شد و کشیشهای سیاهپوست به کاخ سفید هشدار دادند که سیاست جنگ غزه میتواند انتخاب مجدد بایدن را به خطر بیندازد؟ شاید اگر بایدن با رقیب میانهروی محبوبی رقابت میکرد، این نگرانی توجیهی مییافت، اما در ماه پایانی کارزار انتخاباتی برای شکست ترامپ، بدونشک شاهد تلاشهای جنونآمیزی برای کسب رأی خواهیم بود و یقین دارم که پایگاه دموکراتها بیکار نخواهند نشست. واقعیت این است که رأیدهندگان نوسانی در “ایالتهای میدان نبرد” – که از مهاجرت، تورم، سیاستهای شدید آبوهوایی و ضعف روابط خارجی ناراضی هستند-، احتمالاً ترامپ را به قدرت بازمیگردانند.
نگاهی به تاریخ انتخابات دموکراتها بیندازید. بهرغم آنکه جو بایدن در انتخابات مقدماتی دموکراتها در میشیگان در ماه فوریه، ۸۱ درصد آرا را به دست آورد و در انتخابات مقدماتی کلرادو، تگزاس و ماساچوست نیز تقریباً درصدهای مشابهی داشت، مفسران و فعالان لیبرال، ماهها به رأی اعتراضی میشیگان اشاره کردند تا او را برای موضعگیری ماه نوامبر در مورد اسرائیل مؤاخذه کنند. وضعیت میشیگان شباهتهایی به انتخابات مقدماتی ۱۹۶۸ نیوهمپشایر داشت که عملاً به تلاش “لیندونبیجانسون” (سیوششمین رئیسجمهور آمریکا از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۹) برای انتخاب مجدد خاتمه داد. “یوجینمککارتی” (سناتور ایالت مینهسوتا از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۱) نیز ۴۲ درصد آرا را به دست آورد و میتوان نتیجه گرفت که این اعتراض حائز اهمیت است.
۱۰۱ هزار رأیی که بایدن در میشیگان از دست داد درنهایت به او بازمیگردند، چون جایی برای رفتن ندارند و تهدید ترامپ در ۶ ماه آینده نیز واضحتر و ترسناکتر خواهد شد.
اگر بایدن زاویۀ نگاهش را تغییر دهد، متوجه فرصت بزرگتر خواهد شد. ترامپ در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان در میشیگان حدود ۳۰۰ هزار رأی بهخاطر نیکی هیلی از دست داد.
این افراد میانهرو و نوسانی هستند و اگر بایدن پیام انتخاباتی خود را بهدقت تنظیم کند، بسیاری از آنها مجاب خواهند شد که به او رأی بدهند. من از چیزی حدود ۶۰۰ هزار رأی دموکرات حرف میزنم. همین فرمول در سایر ایالتهای میدان نبرد مانند پنسیلوانیا که در آن ۱۵۸ هزار نفر به جای ترامپ در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان به نیکی هیلی رأی دادند -درحالیکه او ۷ هفته قبل از نامزدی انصراف داد-، نیز صدق میکند.
بیشتر بخوانید: روزهای سیاه در انتظار بازار ارز ایران/ انتخابات آمریکا، شاه کلید حل معمای دلار
