کار بی‌ادعا، به نام دهه‌نودی‌ها

روی سنگ‌های خیس صحن مسجد، چند نوجوان دور یک فرش جمع شده‌اند؛ فرشی که از دل یک خانه آسیب‌دیده آمده و حالا زیر دست‌هایشان، خاکش می‌رود و نشانه‌ای از ادامه زندگی برمی‌گردد.

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳:۰۳
۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳:۰۳
کار بی‌ادعا، به نام دهه‌نودی‌ها

روی سنگ‌های خیس صحن مسجد، چند نوجوان دور یک فرش جمع شده‌اند؛ فرشی که از دل یک خانه آسیب‌دیده آمده و حالا زیر دست‌هایشان، خاکش می‌رود و نشانه‌ای از ادامه زندگی برمی‌گردد.

خبرگزاری مهر – مجله مهر: شاید با احتساب نور خورشید تابیده شده و روشنی هوا، ساعت نزدیک ظهر باشد؛ از آن ظهرهایی که نور، بی‌واسطه و تیز، روی هرچیز می‌نشیند و هیچ‌چیز را پنهان نمی‌کند. می‌بینیم که صحن مسجدالزهرا رفت‌وآمدی پراکنده دارد، آدم‌هایی که می‌آیند، مکثی می‌کنند و می‌روند. در میان این رفت‌وآمدها، یک قاب ثابت وجود دارد: چند نوجوان که دور یک فرش جمع شده‌اند و آن را تمیز می‌کنند.

فرش را پهن کرده‌اند روی سنگ‌های صحن؛ سنگ‌هایی که از آب برق افتا‌تر نشان می‌دهد. قرمزها عمیق‌تر شده‌اند، خطوط منظم‌تر به چشم می‌آیند. فرش، به شکل اولیه‌اش نزدیک‌تر شده، اما نه کاملاً همان. چیزی در آن تغییر کرده؛ شاید نه در ظاهر، بلکه در معنایی که حالا با خودش حمل می‌کند.

آنچه باقی می‌ماند، فقط یک فرش تمیز نیست. مسیر و حرکت یک کنش جمعی است؛ کنشی که در شعارها تعریف نمی‌شود، در تصویرهای بزرگ جای نمی‌گیرد چون در همین قاب محدود، می‌شود دید که چگونه زندگی، حتی در مواجهه با ویرانی، راهی برای ادامه پیدا می‌کند آرام و تدریجی و با اصراری که بیشتر از هر فریادی شنیده می‌شود.

کد مطلب 6800736


مریم علی بابایی

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری