
اقتصاد۲۴- مریم آیتی: فردریک تیلور یکی از مشاهیر مدیریت است و از او با عنوان «پدر مدیریت علمی» نام میبرند. او سیستمی از اختیارات مدیریتی را که اغلب از آن به عنوان مدیریت علمی یاد میشود، ایجاد کرد. تلاش تیلور برای ایجاد روشهای جدید تفکر و عمل درباره کار و تولید یکی از مهمترین کمکهای او به دنیای علم رو به رشد مدیریت بود. مطمئناً سیستمهای مدرن تولید و مدیریت، بدون نظریههای تیلور، کارآمدی امروزی را نداشتند. تیلور توانست همزمان با افزیش بهرهوری، هزینههای تولید را کاهش داده و در عین حال دستمزدها را افزایش دهد. در میان مشاهیر مدیریت، فردریک تیلور با انقلابی که در رویکرد کار ایجاد کرد، موثرترین نقش را در بیرون آوردن صنعت از دوران تاریک خود داشت.
فردریک وینسلو تیلور (Fredrick Winslow Taylor) مهندس مکانیک آمریکایی قرن ۱۹ بود که یکی از اولین مشاوران مدیریت تاریخ محسوب میشود. تیلور بهعنوان یکی از متفکران پیشگام در حوزههای مدیریت بازدهی شناخته میشود که نظریههایش در عصر ترقیخواهی صنعت و اقتصاد آمریکا (۱۸۹۰ تا ۱۹۲۰) کاربردهای فراوانی داشتند. او روشهای افزایش بازدهی خود را در کتابی بهنام «اصول مدیریت علمی» منتشر کرد که به گواه کارشناسان مدیریت و کسبوکار، از تأثیرگذارترین کتابهای قرن بیستم است.
بسیاری از مورخان، تیلور را پایهگذار مهندسی صنایع میدانند. او اصول مهندسی را به بهترین نحو در بخشهای تولیدی کارخانهها بهکار میگرفت و بهنوعی پایههای ارتباط دانشگاه با صنعت کاربردی را شکل داد. تیلور با وجود کسب شهرت و اعتبار بهخاطر نظریههای مدیریت علمی و مدرن، درآمد اصلی خود را از دستاوردهای مهندسی کسب میکرد. او پتنتهایی در ارتباط با بهینهسازی فرایندهای صنعت فولاد ثبت کرده بود و از آنها کسب درآمد میکرد. کارگرهای تیلور از او ناراضی بودند و بارها او را با تندترین لحن تهدید کرده بودند، اما تیلور دستبردار نبود و همچنان معتقد بود در حال متحول کردن صنعت آمریکا و دانش مدیریت است. سایهٔ تلخ تهدید و بدبینی کارگران و بقیه هرگز از سر تیلور برداشته نشد. حتی امروز هم تیلوریسم بار معنایی منفی دارد. وقتی میخواهند بگویند یک مدیر بیرحم است، انسان نیست، بهرهکش و استثمارگر است، برخورد سرسختانه دارد، انسانها را روبات میبیند و در یک کلام، شعور مدیریت انسانی ندارد -و در عین حال میخواهند لحن علمی را هم حفظ کنند و مستقیم توهین نکرده باشند- میگویند: «فلانی نگاه تیلوریستی دارد.» یا اینکه «فلانی متوجه نیست که با تیلوریسم نمیتوان کار را اداره کرد»
