محمدرضا پهلوی نیز همچون پدر آدم بسیار ترسوئی بود. نخستین فرار او مربوط به ۲۵ مرداد ۳۲ میشود که کودتای شاهنشاهی شکست خورد و مصدق فرمان برکناری خودش را نپذیرفت
ورود متفقین و فرار رضاخان!
برخلاف آنچه در مورد ابهت و شجاعت رضاخان میرپنج گفته شده او نیز همچون دیگر اعضای خانوادهاش فردی بزدل بود. این مسئله بخوبی در جریان ورود نیروهای متفقین به کشور در دوران جنگ جهانی قابل مشاهده است. همانطور که همگان مطلع هستند پس از آغاز جنگ جهانی دوم با آنکه ایران بیطرفی خود را اعلام کرده بود، اما به دلیل حمایت و علاقه رضاخان به آلمانها و گستردگی مرز ایران با اتحاد جماهیر شوروی و درگیری شوروی با آلمان این بیطرفی ناپایدار ماند و در سوم شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیا از جنوب و غرب، به ایران حمله کردند. متفقین با اشغال شهرهای سر راهشان به سمت تهران حرکت کرده و ارتش ایران را به سرعت متلاشی کردند و همین مسئله سبب استعفاء رضاخان از سلطنت شد. اما پیش از ورود متفقین به کشور خبر حرکت متفقین به سمت تهران چند بار اسباب فرار رضاخان را فراهم کرده بود.
جعفر شريف امامي که در دوره رضاخان رئيس راهآهن تهران بود در خاطراتش مينويسد: «يك شب داشتم از اداره به خانه برميگشتم كه ديدم رئيس پليس دارد با آب و تاب گزارش حادثهای را به جایی ميدهد. پرسيدم قضيه چيست؟ گفت: دارم به دربار اطلاع ميدهم كه نيروهاي شوروي از قزوين به طرف تهران راه افتادهاند. با شنیدن این خبر به دفترم برگشتم و به ايستگاهمان در قزوين زنگ زدم و پرسیدم آیا نيروهاي شوروي، قزوين را رد كرده و به طرف تهران در حال حرکت هستند؟ گفتند: نه آقا! چنين چيزي نيست. اصلاً خبري نيست و نیرویی وارد شده. بلافاصله به دربار زنگ زدم و گفتم اين خبر صحت ندارد. این در حالی بود که رضاخان ماشينها را آماده كرده بود كه به طرف جاده قم حركت كند.» شريف امامي میگوید از اینکه يك گزارش واهي باعث فرار رضاشاه شده بود، خندهام گرفت.
