از میان انبوه رهگذران، چند نفر امکان دارد به کتابفروشی مورد نظر بروند و در مورد تککتاب ویترین سؤالی بپرسند، آن را طلب و تورقی کنند. همه این رفتارها، تنها به چینش ویترین در کتابفروشیهای خیابان انقلاب بستگی دارد؛ چینشی که با رنگ، نورپردازی، دکورهای مرتبط با موضوع کتاب و حتی موسیقی همراه باشد.
جوان آنلاین: به عنوان یک خانواده معمولی ایرانی که شاید در طول سال نیاز به خرید چند کتاب درسی یا غیردرسی داشته باشید، تنها یک خیابان مرکز اصلی کتاب در تهران میشناسید: خیابان انقلاب؛ خیابانی که بیش از نیم قرن از گره خوردن نامش با کتاب میگذرد.
از سال۱۳۱۳ که دانشگاه تهران در این خیابان افتتاح شد، کمکم کتاب و کتابفروشیها بخش مهمی از این خیابان شدند. پیش از دانشگاه تهران، پاتوق کتابها را باید در خیابانهای ناصرخسرو و سپس مخبرالدوله جستوجو کرد، اما به شکل مرکزی و امروزیاش، به مرور سفره کتاب با سفره دانشگاه تهران یکی شد. هویت این خیابان زمانی که نامش شاهرضا بود تا وقتی انقلاب شد، در تلاقی با دانشگاه تهران شکل گرفت. نیاز دانشجویان مهمترین دانشگاه ایران به کتاب، از نیازهای روزمره و همیشگی آنها بود. ارتباطات و تعاملات دانشجویان در این خیابان، پاتوق کتاب را از ناصر خسرو و مخبرالدوله به خیابان انقلاب امروزی کشاند. تقاطع کتاب و دانشگاه، بستری برای مرکزیت پخش و توزیع کتاب در کمترین و بهترین زمان ممکن شد، اما این توزیع تنها کارکرد خدماتی خیابان انقلاب به دانشجویان نبود.
حضور ناشران مطرح و مؤثر در حوزه فرهنگ و هنر کشور در این خیابان تقاطعات بسیار دیگری را ایجاد کرد. این تقاطعات در بستر هنر معماری شهری و هنر چیدمان ویترین، ماهیت این خیابان را تعریف میکند. در تمام تقاطعات این خیابان، توجه به عنصر هنر شهری آن را از خیابانی برای عرضه و تقاضا فراتر خواهد برد. پیوند میان کتاب به عنوان شالوده این خیابان با هنر، میتواند نقطه اتصال مدیران هنری در انتشارات و فروشگاههای کتاب باشد. شاید اگر هر ناشری ضمن اینکه در تولید کتاب از وجود مدیر هنری بهره میگیرد، در بخش عرضه و فروش نیز مشاوره داشته باشد، نقش هنر چیدمان در ارتباط با مخاطب و ارتباط با محصول عرضهشده، تعیینکنندهتر باشد.
تقاطع ناشر و مخاطب
