
تا همین چند روز پیش، صدای پدافند هوایی از دوردستها شنیده میشد. آسمان خوزستان آبی بود، اما پرتنش؛ گواه نبردی میان ایران و اهریمن صهیون. درحالیکه نیروهای مسلح دلیرانه از میهن پاسداری میکردند، بر زمینهای سوزان خوزستان، کارگرانی ایستاده بودند که سنگرشان «تولید» بود.
محمد زهیری، یکی از هزاران کارگر نیشکر، در گستره شمال تا جنوب خوزستان، است. مردی حدود ۴۵ساله از روستای مراونه. چهرهاش آفتابسوخته و دستانش زمخت و پینهبستهاند. شالی بر پیشانی بسته و عرق از شقیقهاش روان است.
