
زندگی امروز، تجربههای مشترک را کمرنگ کرده است. هرکس درگیر اضطرابها، فرسودگیها و مسئلههای شخصی خودش است و ریتم زندگیها کمتر از گذشته به هم میرسد.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، در روزگاری که زندگی جمعی زیر فشار خبرها، نگرانیها و فرسودگی روزمره رنگ میبازد، فوتبال هنوز توان ساختن لحظههایی را دارد که مردم دوباره حضور یکدیگر را احساس کنند. لحظههایی کوتاه، اما زنده، که در آن جامعه برای چند دقیقه از پراکندگی بیرون میآید و در یک حس مشترک میایستد.
چند ثانیه مانده به پنالتی، گفتوگوها نیمهکاره میماند و سکوتی کوتاه در خانهها مینشیند. توپ که رها میشود، مکثی مشترک شکل میگیرد؛ مکثی که در آن میلیونها نفر، بیآنکه همدیگر را ببینند، در یک لحظه واحد میایستند. بعد توپ به تور میخورد و فریادی از هزاران خانه بلند میشود. در آن لحظه فوتبال فقط یک بازی نیست؛ یادآوری سادهای است از اینکه هنوز میتوانیم کنار هم باشیم.
زندگی امروز، تجربههای مشترک را کمرنگ کرده است. هرکس درگیر اضطرابها، فرسودگیها و مسئلههای شخصی خودش است و ریتم زندگیها کمتر از گذشته به هم میرسد. جامعه، بیش از آنکه به یک کل زنده شبیه باشد، گاهی به مجموعهای از تنهاییهای کنار هم تبدیل میشود. در چنین وضعی، فوتب نه مسئلههای بزرگ را حل میکند، نه رنجها را از میان برمیدارد، نه شکافها را میبندد. هر متنی که بخواهد از فوتبال نقش نجاتبخش بسازد، دارد اغراق میکند. ارزش فوتبال در همین اندازه واقعی و محدود آن است؛ اینکه برای مدتی کوتاه، ما را از انفرادی بودن بیرون میآورد و در یک حال مشترک نگه میدارد. گاهی جامعهها نه با رخدادهای بزرگ، که با همین فرصتهای کوچک دوام میآورند؛ با لحظههایی که در آنها آدمها دوباره حضور یکدیگر را حس میکنند.
نود دقیقه کنار هم شاید در برابر سنگینی زمانه ناچیز به نظر برسد، اما همین نود دقیقه یادآوری مهمی است: اینکه زیر لایههای پراکندگی، هنوز رگهایی از زندگی جمعی جریان دارد؛ و در روزگاری که «ما» بیش از همیشه آسیب دیده، همین یادآوری ساده، از هر برد و باختی مهمتر است.
سعید خادمی
