«محمد بروجردی»؛ نامی که با غربت گره خورده و زندگی سراسر از مجاهدتهای خاموش او چه در روزهای مبارزه با رژیم پهلوی و چه در سالهای پس از انقلاب، زیر آوار این غربت دفن شده است.
درست از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، ناآرامیهای کردستان هم با آشوبآفرینیهای چریکهای فدایی خلق، حزب دموکرات و کومله در مناطق غرب کشور آغاز و شیرینی پیروزی انقلاب اسلامی را نه بر مردم کردستان که برای همه مردم ایران تلخ کرد. در روزهایی که دولت و قدرت مرکزی به تثبیت نرسیده بود و ایران به لحاظ سیاسی شرایط ویژهای را میگذراند و چهارگوشه کشور شاهد آشوب گروهکها بود، این گروههای تجزیهطلب نیز پروژه جدایی کردستان از ایران را کلید زدند.
اقدامات سادهلوحانه و شاید مغرضانه دولت موقت به ریاست مرحوم بازرگان در نحوه مواجهه با این گروهکها نیز به بحرانیتر شدن اوضاع در غرب کشور دامن زد؛ چنانچه اتخاذ مسیر گفتگو و مذاکره به جای برخورد قاطع با گروههای مسلح از سوی دولت موقت، گستاخی بیش از پیش گروهها را در پی داشت و به همین خاطر اغلب شهرهای کردستان از جمله کامیاران، پاوه، نقده، مریوان و سنندج به محلی برای جولان گروهکهای تجزیهطلب تبدیل شده بود.
تفکر دولت موقت این بود که میشود بدون درگیری و با مذاکره و مسامحه، به بحران خاتمه داد و حتی برای پیشبرد این روش، تصمیم به برکناری شهید ولی قرنی اولین رئیس ستادمشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز گرفت.
شرایط ناپایداری که به خاطر تغییر حکومت و نظام سیاسی در ایران به وجود آمده بود، گروههای تجزیهطلب در منطقه غرب کشور را تحریک کرد برای جامه عمل پوشاندن به رویای قدیمیشان، جدایی کردستان از ایران، وارد عمل شوند. مهاباد، نقده، سنندج، پاوه، کامیاران و… یکی پس از دیگری محل آتشافروزی گروههایی مثل دموکرات، کومله، رزگاری و چریکهای فدایی خلق شد که طرح جدایی کردستان را دنبال میکردند.
