ما از همان جنگ ۱۲روزه، ستادهای پشتیبانی بانوان از جنگ را در پایگاهها فعال کردیم. عنوانی هم به آن دادیم: «بانوی همیار محل»؛ به این معنا که لزوماً افراد عضو بسیج قرار نیست در آن حضور داشته باشند، هر کسی که توانمندی کمک به محله خود را دارد، میتواند در این قالب گروهی مشارکت کند. این طرح در همه شهرهای کشور، پایگاهبهپایگاه پیگیری شد، سراغ محلهها رفتیم، گروهها را شناسایی و ایجاد کردیم
جوان آنلاین: دوران کرونا و حضور بسیجیها و گروههای جهادی را یادمان نمیرود. در این بین خانمهای جهادی در روزهایی که ماسک به کالایی کمیاب و ارزشمند تبدیل شده بود، چرخهای خیاطیشان را در خدمت دوخت ماسک برای مردم و کادر درمان به کار گرفتند و گروهی دیگر هم با تهیه الکل و بستهبندی اقلام بهداشتی در محلههای مختلف در خانه مردم میرفتند و این اقلام را به رایگان در اختیارشان میگذاشتند. خرید کردن برای بیماران کرونایی و خلاصه هر کاری که میتوانست به مردم کمکی کند و باری از دوششان بردارد، از دیگر کارهایی بود که بانوان جهادگر همیشه پیشقدم آن بودند، البته که این صحنهها برای آنهایی که دوران انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را دیده بودند، صحنههایی آشنا بود. در جنگ تحمیلی سوم هم گروههای جهادی به در خانه کسانی که در حملات دشمن امریکایی- صهیونیستی آسیب دیده بودند میرفتند تا خانهها را رفت و روب کنند و پردهها و فرشهای خاکگرفته آسیبدیدگان از جنگ را بشویند و خلاصه به اندازه توانشان کاری کنند تا درد جنگزدگی برای آنهایی که آسیب دیدهاند، کمتر شود. سراغ مرضیه افضلی، مدیر کارآمدی سازمان بسیج جامعه زنان رفتیم تا درباره این گروههای جهادی و اقداماتشان در جنگ رمضان، انگیزهها و دستاوردهای آن بیشتر بدانیم و بخوانیم.
گروههای جهادی و بسیج جامعه زنان همیشه در بزنگاهها کنار مردم حضور داشتهاند و همراهیشان کردهاند. این گروهها در جنگ رمضان چه اقداماتی را انجام دادند؟
ما از همان جنگ ۱۲روزه، ستادهای پشتیبانی بانوان از جنگ را در پایگاهها فعال کردیم. عنوانی هم به آن دادیم: «بانوی همیار محل»؛ به این معنا که لزوماً افراد عضو بسیج قرار نیست در آن حضور داشته باشند، هر کسی که توانمندی کمک به محله خود را دارد، میتواند در این قالب گروهی مشارکت کند. این طرح در همه شهرهای کشور، پایگاهبهپایگاه پیگیری شد، سراغ محلهها رفتیم، گروهها را شناسایی و ایجاد کردیم. کار مهم بعدی، آموزش کمکهای اولیه به عموم مردم بود که اگر با حادثهای مواجه شدند، بتوانند به حفظ جان خود و اعضای خانوادهشان کمک کنند. آموزشهای پیشرفتهتر هم برای عدهای خاص که توانایی و مهارت بیشتری پیدا کردند، ارائه شد تا به عنوان گروه امدادگر در محله حضور داشته باشند تا اگر حادثهای رخ داد با ارائه کمک اولیه به آسیبدیدگان محل کمک کنند. این کار از جنگ ۱۲ روزه شروع شده بود و بهطور مستمر ادامه داشت تا اینکه با جنگ رمضان مواجه شدیم. بعد از شروع جنگ رمضان، گشتهایی در محلهها راه افتاد. خواهران ما برای پشتیبانی از این گشتها، حضور پیدا کردند و کارهایی مثل تهیه غذا و میانوعده در کارگاهها را شروع کردند. خانمها در قالب گروههای جهادی کارهایی همچون سبزی پاک کردن، خرد کردن و آمادهسازی وسایل و لوازم لازم برای تهیه غذا را انجام دادند یا میانوعده و حتی بستههای تنقلات برای مدافعان امنیت درست میکردند. در تعدادی از پایگاههای کشور که امکان داشت، این گروههای بانوان جمع شدند و به بستهبندی و تهیه غذا پرداختند. در بعضی نقاط کشور که امکان حضور جمعی نبود، کار بین خانهها تقسیم شد. این فعالیت تقریباً در سراسر کشور عمومیت داشت. در نقاطی از کشور که آسیبهایی به وجود آمد، گروههای جهادی خواهران برای کمک به خانوادههایی که منازلشان پر از خاک و آوار بود، ورود کردند و در حدی که یک خانم بتواند کمک کردند؛ اینکه خاک و آوار کمحجم داخل خانه را خارج کند، فرشها را بشوید و کارهای کوچک قابلانجام توسط بانوان را انجام دهد، فعالیت داشتند یا اگر مدارسی نیاز به تمیز کردن داشتند و در نهایت به کمک خانوادههایی که دچار آسیب شده بودند ورود پیدا کردند. در کنار این فعالیتها، جریانات عمومی همیشگی را هم ادامه دادیم؛ کمک به خانوادههای نیازمند که همواره انجام میشد، در زمان جنگ نیز- با وجود نیاز بیشتر- همچنان تداوم پیدا کرد. به این ترتیب گروههای جهادی سعی میکردند فشاری را که به خانوادهها وارد میشود، کاهش دهند.
آیا فعالیتهای جهادی خانمها در دوران جنگ به همین خلاصه میشد؟ در بحث کارهای فرهنگی چه اقداماتی داشتید؟
یک بخش دیگر از این فعالیتها هم به حوزه فرهنگ مرتبط میشد مثل تهیه پرچم. کارگاههای خیاطی، وقتی نیاز به تولید پرچم بود، پای کار آمدند و دوخت پرچم را رایگان انجام دادند. برخی کارگاهها حتی جان تازهای گرفتند. این کار به فضای فرهنگی کشور هم کمک میکرد. در ضمن، یک کار دیگر هم داشتیم: سر زدن به خانوادههای شهدا، به ویژه آنهایی که فرزند دختر داشتند تا در حد کمی هم که شده کمک کنیم تا این دخترها شاد شوند. حضور در سطح شهرها هم بخشی از کار فرهنگی است. تولید و توزیع مواد غذایی برای موکبها هم بخش دیگری بود که خانمها در آن مشارکت دارند. این موکبها برای آن برپا شد تا مردمی که برای زمان طولانی در خیابان حضور دارند و احساس خستگی میکنند، ما با همان لقمهای که میتوانیم تهیه کنیم، کمک میکنیم خستگیشان رفع و توانشان برای ایستادن در خیابان بیشتر شود.
آیا این کارها به صورت سازماندهیشده بوده است یا خودجوش و از سوی خود گروههای جهادی پیشنهاد و ابداع شدهاند؟
این حرکتها عمدتاً خودجوش و برگرفته از مطالبه و انرژی خود مردم و گروههای جهادی بود. اصل ایده و پیشران کار از طرف خود مردم شکل میگرفت، مثلاً ایستگاه صلواتی بگذارند، تمیزکاری کنند، فرش و پتو بشویند یا پرچم بدوزند. مجموعه بسیج هم در جایگاه تسهیلگر و بسترساز وارد میشد تا کار راحتتر و مؤثرتر انجام شود. در واقع، اگر مطالبه و درخواست از طرف خود مردم نباشد، نمیتوان چنین کارهایی را به صورت دستوری و جهتدهیشده ایجاد کرد. مردم احساس نیاز میکردند که کاری انجام دهند، اما گاهی لوازم و ملزومات لازم را نداشتند یا مجوز برپایی یک موکب را تحمل نمیکردند. بسیج در این مرحله کمک میکرد تا آن لوازم فراهم شود و کار شکل و شمایل بهتری پیدا کند. همچنین مواردی هم وجود داشت که نیاز به اتصال بین گروههای مختلف در استانها بود. مثلاً اگر استانی با کمبود نان مواجه بود، استان دیگر پای کار میآمد و آرد یا نان تأمین میکرد یا بین گروههای جهادی اشتغالزایی ایجاد میشد. در اینجا هم سازمان بسیج با توجه به اطلاعاتی که از نیازها و ظرفیتها داشت، نقش هماهنگکننده را ایفا و گروههای جهادی را به سمت رفع نیاز هدایت میکرد. علاوه بر این، گاهی مردم برای برپایی یک فعالیت نیاز به مجوز یا ارتباطات سازمانی داشتند که ممکن بود خودشان نتوانند به راحتی فراهم کنند. بسیج به عنوان یک مرجع قدیمی و شناختهشده، این امکان را برای گروههای مردمی فراهم میکرد تا بدون دغدغههای اداری و قانونی، کار خیر خود را انجام دهند، بنابراین اصل حرکتها خودجوش و مردمی بود، مردم پیشران و مبدأ کار بودند و بسیج در نقش تسهیلگر، بسترساز، هماهنگکننده و رفعکننده موانع (مانند تأمین لوازم، ایجاد ارتباطات بین استانی و اخذ مجوزها) عمل کرد تا کارها به بهترین شکل ممکن انجام شود.
