
آن تعارفهای همیشگی، آن سیاستورزیهای کلیشهای، امروز کارساز نیست. لطفا این بار از نفوذ و خارجی ها کمتر سخن بگویید. کمی متفاوت به ماجرا نگاه کنیم. و البته که این تحلیل هم طبیعی است که کاستی هایی داشته باشد. چرا که اتفاقات اخیر در کشور، نیاز به کار مطالعاتی دقیق تر و منظم تر دارد. با این همه آنچه ارائه می شود تلاشی در راستای واقع بینی است، و یک بخش از ماجرا را روایت می کند.
دست اندرکاران محترم کشور، علاوه بر انواع مشکلات اقتصادی و معیشتی و اجتماعی، که جرقه های بروز و ظهور حوادثی همانند حادثه اخیر هستند، یک اتفاق مهم در طول این سالها در حال رخ دادن است که همچنان ترجیح می دهید آن را نبینید؛ شما با مخاطبی روبرو هستید که نه تنها او را نمیشناسید، بلکه اساسا نمیدانید که او در «جهانی به کلی متفاوت» زندگی میکند؛ جهانی که ایدههای شما در آن، به چشم، پوچ و واهی و البته مسخره میآید، و اندیشههای آنها نیز در پیش شما، نامفهوم، سنت شکن و لاقیدی است.
بله، در این میان نفوس و جانهای آلوده نیز هست، جاسوس و مزدور و بیتدبیر هم هست — اما در روایت حوادث اخیر- اگر واقع بینانه نگاه کنیم- اینها روی هم رفته، ده درصد ماجرا نیستند. عامل اصلی بحران، در اصل، بی تدبیریهای مدیریتی در حل مسائل، و مساله سازی های مدام برای مردم و کشور، فساد و اختلاس است. و نیز چیزی است، ریشهدارتر؛ “عدم شناخت” و “فقدان گفتوگو”. ما حتی با خودمان گفتوگو را بلد نیستیپاریم.
حال انتخاب با شماست.
چه بسا فردا موضوع دیگری باشد که اینها را به خیابان بکشد. اما دلیل تداوم و جریان ساز شدن، همان سوءتفاهمهاست بین ما و آنها. همان عدم شناختها.
این نسل بیشترین سهم را در خیابانهای اعتراضات داشتند. اما آنها که به خیابان آمدند، صرفا بخشی از این جریاناند. آن طیف دیگر را فراموش نکنید؛ آنها که عاقلانهتر و محتاطتر برخورد میکنند. پشت میزهایشان نشستهاند، با ایدههایشان الیتسازی میکنند، طوری که آسیبی نبینند و حتی مؤثرتر عمل کنند. در این میان، آنها سلطنتطلب هم نیستند. برای ابراز مخالفت با شرایط حاکم، اولین گزینه آشنایی که به ذهنهاشان آمد، همین بود و این چیزها، برایشان فقط یک گزینه موقت است. آنها چیزی میخواهند فراتر از این حرفها.
این نسل، نسل پرسشهای بیپایان… و ما هنوز در فکر پاسخهای تکراری….
مهدی محمدی کلاسر- دبیر سرویس اجتماعی تابناک
