اصولگرایان وامانده میان بد و بدتر؛ پیمانکارِ مساله‌دار و بیانیه‌خوانِ بی‌کارنامه گزینه های تندروها

حضور ۵ نامزد اصولگرا و یک نامزد اختصاصی اصلاح‌طلب‌ها در کارزار انتخاباتی، در نگاه اول چنین تداعی می‌کند که یک تیم پنج‌نفره، تمام قد در برابر یک نامزد قرار دارد. یک دو قطبیِ «پنج در برابر یک» که پویش‌های تبلیغاتی نیز آن را تداعی می‌کند. تصویری که شاید مثل پرده‌ای، رقابت‌های درونی آن پنج نامزد دیگر را از چشم بپوشاند. رقابت تنگاتنگی که پایگاه رأی جبهه اصولگرایی را در نهایت، لاجرم، به عارضه‌ی «بد و بدتر» دچار خواهد کرد
حضور ۵ نامزد اصولگرا و یک نامزد اختصاصی اصلاح‌طلب‌ها در کارزار انتخاباتی، در نگاه اول چنین تداعی می‌کند که یک تیم پنج‌نفره، تمام قد در برابر یک نامزد قرار دارد. یک دو قطبیِ «پنج در برابر یک» که پویش‌های تبلیغاتی نیز آن را تداعی می‌کند. تصویری که شاید مثل پرده‌ای، رقابت‌های درونی آن پنج نامزد دیگر را از چشم بپوشاند. رقابت تنگاتنگی که پایگاه رأی جبهه اصولگرایی را در نهایت، لاجرم، به عارضه‌ی «بد و بدتر» دچار خواهد کرد

اصولگرایان

اقتصاد۲۴- انتخابات زودرس ریاست‌جمهوری در پیش است. حدود دو هفته تا روز رأی‌گیری باقی مانده و ۶ نامزدی که از سد نظارت استصوابی شورای نگهبان عبور کردند، رقابت فشرده‌ای را در پیش دارند. ۵ اصولگرا و یک اصلاح‌طلب، در لایه بیرونی تبلیغ و ضد تبلیغ، دو جبهه‌ی متضاد را تشکیل داده و در حال رقابتند. در لایه درونی اما، رقابت بین آن پنج نفر، بسیار جدی‌تر از آن است که می‌نماید.

از بین ۵ نامزد برخاسته از گفتمان اصولگرایی، علیرضا زاکانی، امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف، تجربه‌ی دست‌کم یک بار رقابت‌های ریاست جمهوری را تجربه کرده‌اند. مصطفی پورمحمدی، اما با وجود حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبری، تا امروز خود را در مسیر پاستور قرار نداده بود. از میان دسته اول، جلیلی، قالیباف و زاکانی، هرکدام یک‌بار به نفع نامزدی دیگر از رقابت‌ها کناره‌گیری کرده‌اند. جلیلی و زاکانی در سال ۱۴۰۰ و قالیباف در سال ۹۶ به نفع مرحوم ابراهیم رئیسی از ادامه راه انصراف دادند.

در ادوار گذشته، با توجه به رقابتی نبودن انتخابات، کاهش مشارکت مردم و فضای سیاسی حاکم بر کشور، تفاوت معناداری میان چهره‌های نام‌برده‌شده وجود نداشت و یا این تفاوت از هسته به سطح نرسیده بود. امروز اما، انتخابات ریاست جمهوریِ زودرس و غیرقابل انتظار، صفحه بازی را برای هر یک از نامزد‌های اصولگرا به هم ریخته است. همین به هم‌ریختگی، رقابت‌ها را برای «سرتیم» شدن در جبهه اصولگرایی عیان‌تر و حتی بی‌رحمانه‌تر کرده است.

پایگاه رأی اصولگرایی، حالا چند گزینه روی میز دارد و در نهایت، یکی از این گزینه‌ها بیشترین سبد رأی را به خود اختصاص خواهد داد. پرسش، اما این است: کدام یک از آن پنج نفر، برنده رقابت درون جناحی اصولگرایان خواهد شد؟ و پرسش مهم‌تر آن که برای پیروزی، چه باید بکند؟ پاسخ این پرسش‌ها دقیقا همان اتفاقی است که رأی‌دهنده‌های سنتی را ناگزیر به انتخاب بین «بد و بدتر» خواهد کرد.

با توجه به سابقه‌ی دوره‌های گذشته، تکلیف زاکانی و قاضی‌زاده هاشمی روشن است. دو داوطلب که در عین رقابت و در صورت عدم کناره‌گیری، سبد رأی مشخصی دارند. آنچه، اما به روشنی از فضای انتخاباتی و پویش‌های تبلیغاتی قابل مشاهده است، شکل‌گیری دوقطبی جلیلی-قالیباف است. به عبارت دیگر، رقابت اصلی برای سرگروهی، میان این دو نامزد آغاز شده است. دو رقیب از یک خاستگاه مشترک که در ماه‌های اخیر، گذشته‌ی در هم تنیده‌ای داشته‌اند.
چند ماه پیش از انتخابات اسفندماه ۱۴۰۲ مجلس شورای اسلامی، کارزار اصلی بین قالیباف و جناح منتسب به جبهه پایداری شکل گرفته بود. جبهه‌ی مقابل رییس مجلس، با چنگ انداختن به تمام نقاط ضعف قالیباف تلاش کرد تا آرای منفی او را به بالاترین حد برساند. از رقابت‌ها در فضای حقیقی سیاست تا فعالیت بی‌امان کابران مخالف قالیباف در شبکه‌های اجتماعی؛ رقابتی که در نهایت، به نام جبهه پایداری و به ویژه چهره‌های نزدیک به سعید جلیلی تمام شد. حال، تمام این رقابت به میدان انتخابات ریاست جمهوری کشانده شده است.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *