به گزارش تابناک ؛ ایالات متحده، با به اصطلاح برنامهریزی دقیق و استفاده از یگانهای ویژه، دلتا فورس و سایر کماندوهای مثلا نخبه را به عمق خاک ایران فرستاد. مأموریت آنها در حاشیه عملیات دیگری برای نجات خلبان و به منظور اجرای عملیات خاص و ویژه ای طراحی شده بود، اما آنچه رخ داد، از پیش تعیینشده نبود. خاک ایران، تجربه و آمادهباش نیروهای امنیتی را پشت خود داشت و هر حرکت دشمن تحت نظارت دقیق قرار گرفت.
نیروهای ویژه آمریکایی، تحت پشتیبانی گسترده هوایی، شامل جنگندهها، پهپادهای رزمی و جنگندههای پشتیبانی، وارد منطقه شدند. این نیروها تصور میکردند با استفاده از فناوری پیشرفته و تاکتیکهای نوین، مسیر نفوذ را باز خواهند کرد، اما واقعیت میدان، متفاوت بود. تکاوران فراجا و نیروهای امنیتی ایران، که از تجربه چندین روز نبرد مداوم و تمرینات قبلی بهره برده بودند، با چیدمان دقیق و کمینهای هدفمند، دشمن را زمینگیر کردند.

درگیریهای اولیه سریع و شدید بود. تکاوران ایرانی با استفاده از زمین، پوشش طبیعی، کمینهای هوشمند و تسلط بر خطوط ارتباطی دشمن، هر حرکت نیروهای آمریکایی را پیشبینی و کنترل کردند. دشمن، با تمام تجهیزات پیشرفته خود، از جمله یک فروند C ۱۳۰ و دو بالگرد، نه ترل میدان را حفظ کند.
این نبرد، نمونهای زنده از توان عملیاتی، هماهنگی و تجربه میدانی ایران است. نیروهای امنیتی و تکاوران فراجا، با آمادگی کامل و تسلط بر محیط، نه تنها عملیات دشمن را زمینگیر کردند، بلکه پیام روشن و هشداردهندهای به جهان ارسال کردند: هر تجاوز به حریم امن ایران حتی بامخیانه ترین حالت عملیات با پاسخ فوری و دقیق مواجه خواهد شد و ایران تا پایان بحران آماده است. حال بماند که در این عملیات تیپ ها و یگان های تخصصی و نیروهای ویژه نظامی ایران شبیه نوهد، صابرین و فاتحین هم حضور نداشتند و فرماندهان نظامی ایران می دانستند که با یگان های تکاوری انتظامی و نه نظامی می توانند مقابل دلتافورس و رنجر آرمی که با استعداد 160 نیرو در این عملیات حضور داشتند، کار را در بیاورند.
