آسمان آرام بود ؛ پس این ضربه‌ها از کجا می‌آمد؟

هیچ جنگنده‌ای دیده نمی‌شود. رادارها هم چیزی نشان نمی‌دهند که نزدیک باشد. اما چند دقیقه بعد، یک نقطه دقیق روی زمین از بین می‌رود. نه یک محدوده، نه یک منطقه؛ فقط همان نقطه. سؤال از همین‌جا شروع می‌شود؛ اگر کسی در آسمان نیست، پس این ضربه‌ها از کجا می‌آید؟

به گزارش تابناک؛ اولین نشانه‌ها همیشه گیج‌کننده‌اند. وقتی ضربه‌ها شروع شد، خیلی‌ها دنبال همان تصویر آشنا بودند؛ جنگنده‌ای که وارد می‌شود، صدای شکستن دیوار صوتی، ردّی در آسمان، بعد انفجار. اما این‌بار خبری از اینها نبود. آسمان ساکت بود. بیش از حد ساکت.
اما زمین داشت جواب دیگری می‌داد.
اصابت‌ها، دقیق‌تر از چیزی بود که بشود با شلیک‌های معمولی توضیحش داد. یک ساختمان، یک انبار، حتی یک ورودی خاص از یک مجموعه، هدف قرار می‌گرفت. نه اطرافش، نه چند صد متر آن‌طرف‌تر؛ دقیقاً همان‌جا.
 
آسمان آرام بود ؛ پس این ضربه‌ها از کجا می‌آمد؟
این‌جا بود که یک سؤال جدی شکل گرفت. آیا ما داریم با یک نوع جدید از حمله طرف می‌شویم یا فقط شکلش عوض شده؟
این‌جا بود که یک سؤال جدی شکل گرفت. آیا ما داریم با یک نوع جدید از حمله طرف می‌شویم یا فقط شکلش عوض شده؟
این‌جا بود که یک سؤال جدی شکل گرفت. آیا ما داریم با یک نوع جدید از حمله طرف می‌شویم یا فقط شکلش عوض شده؟
این‌جا بود که یک سک سؤال می‌ماند.
آیا می‌شود این نوع سلاح را کاملاً خنثی کرد؟
 
واقع‌بینانه اگر نگاه کنیم، نه به‌طور کامل. اینها برای همین ساخته شده‌اند که از لایه‌های مختلف عبور کنند. اما می‌شود اثرشان را کم کرد. می‌شود هزینه‌شان را بالا برد. می‌شود کاری کرد که هر حمله، برای دشمن، یک ریسک باشد، نه یک کار مطمئن؛ و این همان جایی است که جنگ تغییر می‌کند. از یک برخورد مستقیم، به یک بازی ذهنی.
در این بازی، کسی جلوتر است که کمتر قابل پیش‌بینی باشد. کسی که مجبور نباشد همیشه واکنش نشان دهد. کسی که بتواند سؤال بسازد، نه فقط جواب بدهد.
 
آسمان هنوز ساکت است.
اما این سکوت، دیگر ساده نیست.
 
سیدمحمدآصف

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *