به گزارش تابناک؛وقتی از دو اسکادران حرف میزنیم، داریم از چیزی حدود ۴۰ تا ۴۸ فروند جنگنده صحبت میکنیم. عددی که شاید در نگاه اول بزرگ به نظر نرسد، اما در یک میدان محدود مثل خلیج فارس و جنوب ایران، همین تعداد میتواند تبدیل به یک عامل تعیینکننده شود، بهخصوص اگر این جنگندهها فقط «هواپیما» نباشند، بلکه بخشی از یک سیستم باشند.
J-۱۰C را باید در جای درستش دید. نه یک جنگنده افسانهای است، نه یک هواپیمای ساده. چیزی بین این دو است، اما با یک ویژگی مهم؛ طراحی شده برای جنگ مدرن، نه جنگهای قدیمی. رادار AESA، توانایی درگیری فراتر از دید، لینک داده و مهمتر از همه، موشکی مثل PL-۱۵. این موشک، کلید داستان است. بردی که در برخی تخمینها به بیش از ۲۰۰ کیلومتر میرسد، یعنی درگیری دیگر نزدیک نیست. یعنی قبل از اینکه طرف مقابل حتی تو را ببیند، وارد بازی شدهای.

حالا این را بگذاریم کنار جغرافیای منطقه. خلیج فارس یک اقیانوس باز نیست. فضای بستهتری دارد، مسیرها مشخصترند، و فاصلهها کوتاهتر. این یعنی هر چیزی که برد بیشتری داشته باشد، ارزشش چند برابر میشود. اگر J-۱۰Cها در چنین محیطی مستقر باشند، میتوانند بخش بزرگی از آسمان را زیر پوشش بگیرند، نه با حضور فیزیکی دائمی، بلکه با تهدید دائir/files/fa/news/1405/1/25/2281698_335.jpg” alt=”اگر جی-۱۰ها از زمین بلند میشدند؛ جنگی که میتوانست آسمان خلیج فارس را برگرداند” width=”600″ height=”350″>
این سناریو چیزی را روشن میکند که خیلیها نادیده میگیرند. در جنگ مدرن، همیشه لازم نیست برنده مطلق باشی. گاهی کافی است طرف مقابل را از حالت راحت خارج کنی. کاری کنی که هر تصمیمش با تردید همراه باشد. J-۱۰C در چنین نقشی، میتواند یک ابزار باشد، نه برای پیروزی سریع، بلکه برای تغییر شکل جنگ؛ و اگر این اتفاق میافتاد، احتمالاً آسمان آن ۴۱ روز، چیزی نبود که دیدیم. نه آرامتر، نه سادهتر، بلکه پیچیدهتر، پرتنشتر و مهمتر از همه، غیرقابل پیشبینیتر. چیزی که در جنگ، از هر سلاحی خطرناکتر است.
