به گزارش تابناک؛ ماجرا از جایی شروع میشود که معمولاً هیچکس جدیاش نمیگیرد؛ یک خبر کوتاه، چند خط مبهم و چند تصویر که معلوم نیست دقیقاً کجا ضبط شده. حملهای در کویت، چند کشته، و تحلیل اولیه که میگفت کار پهپادهاست. منطقی هم بود؛ در این سالها هرجا ضربهای سریع و دقیق زده شده، اولین متهم همین پرندههای کوچک بودهاند.
اما بعد، روایت عوض شد.
رسانهای مثل Al Jazeera آمد و در همان پوششهای بعدی، یک نکته را پررنگ کرد؛ اینکه این حمله ممکن است اصلاً کار پهپاد نبوده باشد. صحبت از یک پلتفرم دیگر شد، چیزی بزرگتر، سنگینتر و قدیمیتر. اسمش که آمد، همه فهمیدند داریم از چه حرف میزنیم: سوخو-۲۴.

اگر این روایت را جدی بگیریم چون هنوز هم ارتش و نیروی های مسلح ایران این موضوع را اعلام نکرده اند، آنچه در کویت اتفاق افتاده دیگر یک حمله ساده نیست. تبدیل میشود به یک عملیات کلاسیک بمباران تاکتیکی؛ با هواپیمایی که وارد منطقه شده، در ارتفاع پایین حرکت کرده، در فاصلهای که دیده نشود مهماتش را رها کرده و قبل از اینکه کسی دقیق بفهمد چه شده، از منطقه خارج شده.
سشود که هر مترش حساب شده.
این دیگر فقط مهارت نیست. یک جور انتخاب است.
انتخاب اینکه مأموریت را انجام بدهی، حتی اگر احتمال این باشد که اسم پروازت، بهجای گزارش عملیات، در گزارش تلفات بیاید.
سوخو-۲۴ شاید از نظر تکنولوژی قدیمی باشد، اما در چنین لحظاتی، چیزی که تعیینکننده است، نه سن هواپیما، بلکه کسی است که آن را هدایت میکند. کسی که باید در ارتفاع پایین، در تاریکی، با سرعت بالا، تصمیم بگیرد و اجرا کند؛ و شاید کل این داستان را بتوان در همین تصویر خلاصه کرد؛ دو پرواز، دو نتیجه متفاوت. یکی ضربه زد و برگشت، دیگری به همان آسمان برگشت و دیگر به خانه برنگشت. اما هر دو، روی یک خط حرکت کردند؛ خطی که از روی نقشه ساده به نظر میرسد، اما در واقعیت، باریکتر از آن است که اشتباه را تحمل کند.
