
اقتصاد ۲۴- داستان این روزهای سیاست ما «پشت سر درگذشته حرف نزنید» شده است؛ تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری همزمان با اعلام اسامی کاندیداهای تاییدصلاحیتشده از سوی شورای نگهبان در تاریخ ۲۰ خردادماه آغاز شد. مسعود پزشکیان، مصطفی پورمحمدی، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، محمدباقر قالیباف و امیرحسین قاضیزاده هاشمی چهرههایی بودند که از گیت شورای نگهبان رد شدند و حالا در برنامههای مختلف به دنبال معرفی خود و جذب رای مردم هستند. طی این مدت در صداوسیما بالغ بر ۲۰ برنامه در راستای معرفی این افراد و بحث بر سر برنامههایشان روی آنتن رفته است و آنها در بخشهای گوناگون از جوانب مختلف به دفاع از عملکرد، بیان دیدگاه و گاهی برنامههای خود پرداختهاند. اما این انتخابات یک تفاوت آشکار با ادوار گذشته دارد و آن تناسب کاندیداها با دولت مستقر است. پس از سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی و درگذشت او و یک نفر از اعضای دولتش، اتفاقی که رخ داد، این بود که به یکباره نگاه دلسوزانه در فضای رسانهای و جامعه غلیان کرد و همین هم موجب شد که فضای انتقادی نسبت به دولت و عملکرد آن که عملاً وضعیت اقتصادی و اجتماعی موجود بیتاثیر از حضور سه ساله آن نمیتواند باشد، تحت تاثیر قرار گیرد و فروکش کند.
بهعبارتی جامعه ما در یک شرایط بهتآور و تا حدودی آشفته قرار گرفت و به سرعت به سمت انتخابات و تصمیمگیری برای شروع رقابت میان کاندیداها رفت (فارغ از بحثهایی که در زمان ثبتنام ۸۰ چهره سیاسی و نظامی مطرح شد و تصمیماتی که حول بود و نبود افراد و نظارت استصوابی رخ داد) و حالا متأثر از این فضای پس از حادثه، انتخابات نیز دچار نوعی رودربایستی و موضعگیری احساسی نسبت به دولت قبل شده است.
تا پیش از این در هر انتخابات به وضوح بحث بر سر نقد و نسبت دولت مستقر و تفاوت برنامههای کاندیداها در صورت روی کار آمدن دولتی به سکانداری هر یک از آنها مطرح میشد و عملاً پس از شنیدن چند اظهارنظر تلویزیونی و سخنرانیهای آنها و اطرافیانشان، به آسانی تصوری از میزان تغییر ریلگذاری، برنامه و نگاه دولت مدنظر هر یک از کاندیداها مشخص میشد (البته اینکه در نهایت هر که به رأس قوه مجریه رسیده چقدر در اجرای برنامههایش تلاش کرده و چقدر موفق شده، بحث دیگری است که در اینجا فرصت طرح آن نیست).
حالا، اما آنچه رخ داده در این انتخابات نوعی فرار از واکنش نسبت به دولت قبل و سکوت در برابر عملکرد آن و آثار برنامههای آن است. مثلاً وقتی درباره دولت سیزدهم از علیرضا زاکانی میپرسند و از او میخواهند نسبتِ دولت چهاردهم در صورت پیروزی با دولت رئیسی را توضیح دهد، جوابش این است که «برخی از همین افرادی که در دولت هستند آدمهای شایستهای هستند، نگاهم نگاه کامل نیست و از خود این افراد میتوان به بهترین نحو استفاده کرد.
افرادی مثل علیآبادی، محرابیان، اسماعیلی و صحرایی ویژگیهای ممتازی دارند.» وی در ادامه افزود: «بخشی از کابینه ما دوستان دولتی خواهند بود، البته نیاز به تغییر و پوستاندازی خواهیم داشت.» و او در حین اظهارنظر حاضر به اینکه نقدی به دولت وارد کند ندارد یا سعید جلیلی در جمع مردم مرکز خراسان جنوبی در مصلی بیرجند با تاکید بر اینکه ما با جهانی از فرصتها روبهرو هستیم، چنین میگوید: «این جهان فرصت باید یک ایران جهشی را رقم بزند و اتفاقات هشت سال قبل از دولت شهید رئیسی را جبران کند.» و عملاً پرشی از دولت سیزدهم انجام میدهد انگار دچار گپ تاریخی شدهایم و این سه سال دولت سیزدهم را که بخش قابل توجهی از دولت رئیسی از حلقه اطرافیان او روی کار بودند؛ از تاریخ و زندگی مردم حذف شده است.
در این بین اوضاع دو کاندیدای دیگر اصولگرا هم تقریباً همین گونه است. چنانچه قالیباف هم درباره شخصیت رئیسی صرفاً با توجه به نوع ارتباطش سخن گفته و عملاً ورودی به نقد از وضعیت فعلی که تا ماه گذشته سکاندار قوه مجریهاش رئیسی بود نکرد و گفت: «من با شهید رئیسی رفیق بودم؛ اولین آشناییام به قبل از انقلاب و سال ۵۶ در مشهد برمیگردد که رفیق شدیم و دوستی و رفاقت تا لحظه شهادت ایشان بود. انصافاً شهید رئیسی خستگیناپذیر و دارای روحیه اخلاص، مردمی، پرتلاش و پرکار بود. ایشان به تراز کارگزار نظام اسلامی و انقلاب اسلامی توجه کرد. باور ما در نظام اسلامی این است که رابطه بین کارگزار و مردم مثل عدالت است. هیچ چیزی، حتی خطر جانی، نمیتواند مانع بین کارگزار و مردم باشد. شهید رئیسی هیچوقت ارتباط مردمیاش را با مردم قطع نکرد.»
و امیرحسین قاضیزادههاشمی هم که بخشی از زمان سخنانش در برنامه «با مردم» شبکه یک را به مدح رئیسی پرداخت. او که پیشتر و در سال ۱۴۰۰ رقیب رئیسی در انتخابات بود، گفت: «با رئیسجمهور عزیزمان بهواسطه عملکرد خوب و مردمیای که داشت کارهای بسیار خوبی آغاز شده است که برخی از آن به نتیجه رسیده بود و برخی در شرف انجام بود. این سید عزیز دیروز برادر بزرگ انقلابی ما بود، اما امروز بنده بهعنوان یک الگو و اسوه سختکوشی صداقت و در عرصه دولتمردی میشناسم. اکنون خود را عهدهدار ادامه مسیر این شهید عزیز میدانم. دولت آیتالله رئیسی کارهای نیمهتمامی داشت، آرمانها و رویاهایی داشت که مسیر و رویکردها را تغییر داده بود. ۵ سال دیگر برای اتمام امور فرصت داشت و لازم بود به سرانجام برسد.»
بیشتر بخوانید: میرسلیم: اصولگرایان به اجماع نمیرسند؛ ۱۶ میلیون رأی رئیسی بین همه نامزدها توزیع میشود
