
اقتصاد۲۴– این یک بازار است؛ بازار فروش وعده! بازاری که هر چند سال یکبار دربهایش را به روی مردم باز میکند، ویترین خود را با وعدههای تزیین شده میچیند و امیدوارترین چشمها را به سوی خود جلب میکند. فروشندگان حاذقند. وعدههای محال خود را نیز چنان بزک کرده و بازارش را گرم میکنند که گویی، ممکن نشدن این محالها، محال است! زمان میگذرد. فروشندگان که کيسههایشان را از اعتماد و امید مردم پر کردند میروند تا به جشن پیروزی برسند؛ فردا که آفتاب زبانه بکشد، از آدمک برفی که مردم از وعدهها ساخته بودند، دو دکمه و یک کلاه گشاد باقی میماند و از مردم، باز هم ناامیدی.
به گزارش اقتصاد ۲۴ ، کارناوال انتخابات دوره چهاردهم ریاست جمهوری، آرامآرام به مقصد نزدیک میشود. کاندیداها به میدان و میان مردم آمدهاند، پشت میز گرد نقد نشستهاند و با رقبا نیز به مناظره پرداختهاند. وعده دادهاند و جسته و گریخته برنامههایی نیز ارائه کردهاند. اربعین شهادت ابراهیم رئیسی، رئیس دولت فعلی نیز در حالی نزدیک است که هم اجل مهلت اجرایی شدن وعدههای او را میسر نکرد و هم اساسا بسیاری از وعدههای او پتانسیل اجرایی شدن را نداشتند. در این میان، انبوه مشکلات انباشتی، تداخل حوزه های سیاستگذاری-اجرایی، پسینی شدن امر انتخابات و تجارب انتخاباتی مردم وضعیت بغرنجی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی که طبل انتخابات و لزوم مشارکت مردم از سوی حکومت در سراسر ایران به صدا درآمده، اساسا وعدههایی که از نطفه مشخص است قابلیت اجرایی شدن ندارند، تنها یک نتیجه به همراه دارد؛ همان دو دکمه و یک کلاه گشاد که از آدمبرفی وعدههای پیشین بر زمین باقی مانده است. همان ناامیدی و همان قهر با رای. پس بازی کردن کاندیداها به اندازه کارتشان بسیار مهم است. چون این انتخابات قرار نیست آخرین انتخابات ایران باشد و گذر حکومت باز هم به همین مردم، خواهد افتاد.
