واقعیت این است که با جریانی مواجه هستیم که بر اساس باورهای خود، به دنبال تغییر ساختار منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) است و این منطقه را محل استقرار قوم یهود صهیونی میداند
جوان آنلاین: حجت الاسلام عباس روزمه، کارشناس مذهبی و اجتماعی، پژوهشگر ارشد رسانه و مدرس دانشگاه در گفتوگو با «جوان» میگوید جنگهای کنونی صرفاً سیاسی نیستند، بلکه دارای ابعاد ایدئولوژیک و اعتقادی نیز هستند؛ تقابلی که به باور ما همزمان با مفاهیم قدرت، هویت و باورهای دینی گره خورده است و از آن جدا ناشدنی است. همچنین مهمترین وظایف مردم در زمان فتنهها و بحرانهای بزرگ عبارتند از: رجوع به منابع دینی برای تشخیص درست، پرهیز از قضاوتهای شتابزده و متعصبانه، حفظ وحدت و انسجام اجتماعی و حرکت در چارچوب رهبری جامعه برای عبور از بحران و حفظ ثبات. متن گفتوگو با وی به شرح زیر است.
آیا جنگهای امروز خاورمیانه فقط سیاسی هستند یا ریشههای دینی و اعتقادی هم دارند؟
واقعیت این است که با جریانی مواجه هستیم که بر اساس باورهای خود، به دنبال تغییر ساختار منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) است و این منطقه را محل استقرار قوم یهود صهیونی میداند. بر همین اساس، هر کسی که در این مسیر با آنها مخالفت کند، دشمن تلقی میشود و محکوم به نابودی است. اگر به تحولات اخیر نگاه کنید، نمونههایی از این رویکرد را میتوان در غزه مشاهده کرد و به زودی طبق اظهارات سران رژیم جعلی اسرائیل این روند به سایر کشورها نیز کشیده میشود؛ کشورهایی مانند سوریه، ترکیه، عربستان، اردن و عراق. بر این اساس، اگر با این جریان سفاک و خونریز در همین مرحله مقابله نشود، شرایط دشوار و دردناکی برای مردم منطقه رقم خواهند زد، اما درباره ریشههای دینی و اعتقادی، بهنظر میرسد این عامل نیز نقش بسزایی دارد. برای مثال، برخی اظهارات از سوی چهرههای سیاسی غربی یا امریکایی مانند مارک روبیو مطرح شده که در آنها به موضوعات منطقه و ایرانی با رنگوبوی مذهبی- عقیدتی توجه میشود، از جمله بحثهایی درباره «امام دوازدهم» و ارتباط آن با سیاستهای کلان و حتی برنامههای هستهای ایران. چنین اظهاراتی نشان میدهد نگاه ایدئولوژیک در تحلیلها و تصمیمگیریها بیتأثیر نیست. از سوی دیگر، در سطح رهبری رژیم اسرائیل نیز میتوان نشانههایی از این نوع رویکرد مشاهده کرد. برای نمونه، بنیامین نتانیاهو پس از وقایع ۷ اکتبر در سخنانی به «تضمین ابدیت» برای اسرائیل اشاره کرد و گفت، من ابدیت را برای اسرائیل و مردم یهود ساکن در آن تضمین کردم که حاکی از آن است تمام اتفاقات فلسطین و منطقه ما در قالب جنگ موجودیتی برای بقا، شکل گرفته است، این نوع ادبیات، برای برخی تحلیلگران، ریشه در باورهای خاص مذهبی و تفاسیر مرتبط با مفاهیمی مانند «منجی» در دین یهود دارد که کافی است با تحقیقی ساده به این مطلب پی ببرید که عالم یهود از نتانیاهو خواسته است شرایط ظهور «ماشیح» (منجی در باور یهودی) را مهیا و تسریع کند. لازم به ذکر است این اقدامات وحشیانه در سده اخیر خصوصاً زمان حاضر بر پایه آموزههایی از تلمود (بهویژه تلمود بابلی) و تورات صورت گرفته و در این چارچوب، سایر ملتها یا باید با نظم مورد نظر اسرائیل همراه شوند یا حذف خواهند شد، به همین دلیل، رفتارهای خشونتآمیز نهتنها انجام، بلکه گاه با افتخار نیز از آن یاد میشود.
آیا این وضعیت پس از انقلاب اسلامی ایران ایجاد شده است؟
باید گفت چنین نیست، حتی پیش از انقلاب نیز تنشها و درگیریهایی وجود داشته است. برای مثال، در دوره طاغوت شخص محمدرضا پهلوی نیز مواضع مشخصی درباره اسرائیل و فلسطین مطرح کرده، بنابراین این مسئله ریشهدارتر از تحولات چند دهه اخیر است. باید به این نکته توجه کرد در دوره انقلاب و از ابتدای انقلاب اقدامات خصمانه مختلفی خصوصاً طی سالهای اخیر علیه ایران صورت گرفته و این وضعیت بهتدریج به نقطهای رسیده که تقابل با این رژیم فریبکار و فتنهگر و بهانهجو اجتنابناپذیر شده است، به نحوی که از ترور دانشمندان و خرابکاری در ایران علناً به جایی رسیدند که حتی تمامیت ارضی و ساختار حاکمیتی کشور هدف قرار گرفته است. صهیونیستها در طول تاریخ ثابت کردهاند نژاد ناراحتی هستند، دائماً یا درگیر بوده یا درگیری ایجاد کردهاند. به تاریخ اسلام و تشیع نگاه کنید پر است از خیانتها و رذالتهای این جماعت عهدشکن و بدسیرت، بنابراین در مواجهه با این قوم نکبت و تعلیمات تحریفشده آنان که قطعاً از جانب حضرت موسی (ع) نیست، ما دارای شیوهنامه رفتاری خاصی هستیم که در قرآن کریم به صراحت به آن فرمان داده شدهایم، به عنوان مثال در سوره حشر به ماجرای قوم بنینضیر اشاره شده است که بهدلیل پیمانشکنی و توطئه قتل پیامبر (ص) از مدینه اخراج شدند. این روایت بهعنوان نمونهای از «مدل رفتاری» در مواجهه با دشمن یهودی مطرح میشود، بنابراین حرف ما هم همین است، فلسطین برای تمام فلسطینیان عرب است و بقیه افراد مهاجر باید به سرزمین خودشان برگردند. در مجموع باید بدانیم جنگهای کنونی صرفاً سیاسی نیستند، بلکه دارای ابعاد ایدئولوژیک و اعتقادی نیز هستند؛ تقابلی که به باور ما همزمان با مفاهیم قدرت، هویت و باورهای دینی گره خورده و از آن جدا ناشدنی است.
چرا بعضی جریانها این درگیریها را نشانه نزدیک شدن آخرالزمان میدانند؟
در پاسخ به این سؤال باید ابتدا روشن کنیم که منظور از «آخرالزمان» چیست. اگر مقصود، پایان کامل جهان باشد، ما چنین برداشتی را قبول نداریم، اما اگر منظور، دورهای باشد که به ظهور منجی عالم بشریت منتهی میشود، این معنا در روایات ما مورد پذیرش قرار گرفته و درباره آن نشانههایی نیز ذکر شده است. در برخی روایات، به وقایع و درگیریهایی در منطقه غرب آسیا، بهویژه محدودهای که در گذشته به آن «شامات» گفته میشد (شامل سوریه، عراق، لبنان و برخی مناطق دیگر) اشاره شده است. همچنین از نقش کشورهایی مانند ایران و در مراحل پایانی، یمن نیز سخن به میان آمده است. این مجموعه تحولات، در برخی تفاسیر، بهعنوان بخشی از نشانههای دوره منتهی به ظهور در نظر گرفته میشود. از جمله این نشانهها، در روایات به «خروج سفیانی» و «خروج یمانی» اشاره شده است که گفته میشود در آستانه ظهور رخ میدهند. در توصیف این جریانها آمده که گروههایی با ویژگیهای خاص، از جمله بیاعتقادی و بیدینی و رفتارهای خشن و اعمال جاهلی در منطقه اعلام موجودیت میکنند. در برخی نقلها و روایات حتی به این نکته اشاره شده که این گروهها به نوعی وابسته به جریانهایی پنهان یا سازمانیافته هستند که در گذشته از آنها با تعابیری مانند «نقابزدهها» یاد شده است. در ادامه این روایات، گفته میشود که این گروهها از منطقهای در مرزهای اردن وارد سوریه شده، موجب ناامنی گسترده و درگیریهای شدید میشوند و سپس دامنه این بحران به عراق نیز کشیده میشود. توصیفهایی از خشونتهای شدید، کشتار و بیثباتی در این مناطق ارائه شده که برای برخی، با رخدادهای معاصر قابل تطبیق به نظر میرسد. همچنین در این روایتها به درگیریهای داخلی میان گروههای مختلف در سوریه و سپس حرکت این جریانها به سمت عراق و حتی عربستان اشاره شده است. در بخشی از این نقلها، از قتل و غارت شیعیان در مدینه و سپس حرکت امام که بهعنوان منجی شناخته میشود از مدینه به مکه سخن گفته میشود. بر اساس این دیدگاه، این حرکتها با نشانههایی خاص، مانند وقوع ندایی در ماه رمضان همراه است و در نهایت به ظهور در زمانی خاص منتهی میشود. در ادامه، از جریانی که در روایات از آن با عنوان «سید خراسانی» یاد شده، یعنی رهبر دینی و سیاسی ایران اشاره میشود که با این تهدیدها مقابله میکنند، سپس مسیر تحولات به سمت درگیری نهایی در سوریه و بعد حرکت به سوی قدس شریف شروع میشود؛ جایی که به گفته این روایتها، نبردی سرنوشتساز رخ میدهد و در نهایت کنترل آن منطقه بهدست نیروهای حق میافتد. لازم به ذکر است با استناد به روایات، مدتی قبل از فتح قدس از سوی سپاه امام عصر (ع)، میتوان به این نتیجه رسید که در جنگی گسترده با شیعیان سرزمین فارس (ایران) رژیم یهود در فلسطین تضعیف و شرایط برای نبرد نهایی لشکر امام عصر به نحوی فراهم میشود، بر اساس چنین روایتهایی و در تقابل با اظهارات نژادپرستانه یهود صهیونی که قبلتر اشاره کردیم، برخی جریانها تلاش میکنند رخدادهای امروز منطقه را با این نشانهها تطبیق دهند و از این طریق نتیجه بگیرند که در آستانه دورهای خاص از تاریخ، یعنی مرحله منتهی به ظهور قرار داریم، البته باید توجه داشت که از گذشته در میان اندیشمندان درباره نحوه تطبیق این نشانهها با واقعیتهای روز، اختلافنظر وجود داشته است.
