هر بار که سراغ خانوادههای شهدای مفقودالاثر و جاویدالاثر میرویم تا خبری از فرزندان، همسران و پدران شهیدشان بگیریم، محفلمان عطر انتظار میگیرد و نشان از دلتنگی سالهای دور دارد که در میان خط به خط و سطر به سطر نوشتههایمان خودنمایی میکند و گاهی همین روایتها انگشت به دهان نگهت میدارند. روایت مادرانههای شهید احمد کایدخورده اینگونه بود، مادری که دردانهاش را با خدا معامله کرد و انتظار بازگشتش را نداشت. محمود صدریانفر (کایدخورده) برادر شهید احمد کایدخورده همراه ما میشود و از روزهای جاویدالاثری برادرش میگوید.
مادری که منتظر آمدن پیکر فرزندش نبود
هر بار که سراغ خانوادههای شهدای مفقودالاثر و جاویدالاثر میرویم تا خبری از فرزندان، همسران و پدران شهیدشان بگیریم، محفلمان عطر انتظار میگیرد و نشان از دلتنگی سالهای دور دارد که در میان خط به خط و سطر به سطر نوشتههایمان خودنمایی میکند و گاهی همین روایتها انگشت به دهان نگهت میدارند. روایت مادرانههای شهید احمد کایدخورده اینگونه بود، مادری که دردانهاش را با خدا معامله کرد و انتظار بازگشتش را نداشت. محمود صدریانفر (کایدخورده) برادر شهید احمد کایدخورده همراه ما میشود و از روزهای جاویدالاثری برادرش میگوید.
