به گزارش تابناک؛ اگر بخواهیم جنگ مدرن را فقط با انفجار و دود تعریف کنیم، داریم سادهسازی خطرناکی انجام میدهیم. بخش مهمتر ماجرا جایی است که هیچ صدایی ندارد؛ جایی که یک هدف یا دیده میشود یا نمیشود، یا چند ثانیه زودتر قفل میشود یا چند ثانیه دیرتر، و همین چند ثانیه فرق بین برگشتن و سقوط است. اینجا همان جایی است که پدافند معنا پیدا میکند.

در این جنگ ۴۱ روزه، چیزی که بیشتر از هر چیز جلب توجه کرد، نه فقط تعداد درگیریها، بلکه شکل پدافندی بود که استفاده شد. ترکیبی از سامانههای کلاسیک راداری و سامانههایی که اساسا تصمیم گرفتهاند ساکت بمانند. این ترکیب، همان چیزی است که تصویر میدان را پیچیدهتر میکند.
اول باید یک خط ساده بکشیم: پدافند فعال و پدافند غیر فعال
پدافند فعال همان مدل شناختهشده است؛ رادار روشن، هدف کشف، قفل، و شلیک. اینجا همه چیز با امواج الکترومغناطیسی جلو میرود. سامانههایی که از موشکهای «صیاد» استفاده میکنند دقیقا در همین دسته قرار میگیرند.
اما پدافند غیر فعال، داستانش فرق دارد. اینجا راداری روشن نمیشود، سیگنالی پخش نمیشود، و در نتیجه چیزی هم برای شناسایی توسط دیکی تا «صیاد» راداری، روایت لایه پنهان دفاع هوایی در جنگ ۴۱ روزه” width=”600″ height=”600″>
اما نباید اشتباه برداشت کرد؛ مجید محدودیت دارد. برد کم، وابستگی به دید، و نیاز به شرایط مناسب، باعث میشود نتواند جایگزین کامل سامانههای بزرگتر شود. این یک ابزار مکمل است، نه یک راهحل کامل.
چیزی که در این جنگ دیده شد، نه برتری یک سامانه، بلکه هماهنگی بین آنها بود. جایی که سیستمهای بزرگ، میدان را شکل میدهند، و سیستمهای کوچکتر، جزئیات را تعیین میکنند؛ و شاید مهمترین نکته همین باشد؛ در میدان واقعی، همیشه آن چیزی که بزرگتر است، تعیینکننده نیست. گاهی چیزی که ساکتتر است، دیرتر دیده میشود… و دقیقتر عمل میکند.
