به گزارش همشهریآنلاین، «من امامعلی حبیبی هستم، ببر مازندران، کشاورززاده هستم و هنوز هم کشاورزی میکنم.» اینگونه خودش را معرفی کرده بود؛ ساده و بیریا، اما او بیش از اینها بود، بالاتر از کشتیگیری که سکوهای جهانی را تسخیر کرده و نامداران جهانی را ضربهفنی. او امامعلی حبیبی بود؛ مردی که دهههای ۳۰و۴۰خورشیدی با کشتی، با سیاست و با سینما درخشید، اما یکباره فراموش شد؛ مثل همه بزرگانی که از یاد رفته بودند تا دیروز که دوباره با مرگش و با رفتنش به همه یادآوری کرد که کشتی ایران و جهان ستارهای به بزرگی او داشته.
باید حسرت خورد به حال کسانی که تماشاگر کشتیهایش بودند؛ کشتیهایی که یک طرف او بود و طرف دیگر قهرمانانی از روسیه، آمریکا و ترکیه و عجیب اینکه شاگرد کلاس کشتی ننه بیگم، کشتی به ۲دقیقه نرسیده، همه را ضربه کرده بود حتی با تب. داستان حبیبی و کشتی، از یک مکتب عربی شروع شده بود، با ننهبیگم. خودش تعریف کرده بود که ملاباجی مکتب، بعد از کلاس درس لباس عوض میکرده و درس کشتی میداده: «ننه بیگم روز اول سرزیر بغل را به من یاد داد و روزهای بعد هم فن کمر و مچ دوپا.»
