
در روزهایی که هنوز آوار حملات موشکی دشمن بر دانشگاههای ایران فروننشسته، رئیس دانشگاه تهران با صدور نامهای عجیب، از نیروهای مسلح کشور خواسته است به دانشگاههای منطقه حمله نکنند. اقدامی که نه تنها از نظر حقوقی و نهادی جایگاه مشخصی ندارد، بلکه اقدام نابجا، خوراکی تمامعیار برای جنگ روانی دشمن و تضعیفکننده بازدارندگی ملی محسوب میشود. چرا باید چنین توصیه ای در برابر شرارت دشمن مطرح شود؟
به گزارش تابناک، ناقوس جنگ که به صدا درمیآید، نخستین سنگری که باید مستحکم بماند، «قدرت دفاع، پاسخ کوبنده و انسجام ملی» است. اما گاه برخی اقدامات، درست در همین نقطه مرکزی خلأ ایجاد میکنند.
چند روزی از حملات آشکار رژیم صهیونیستی و آمریکا به برخی دانشگاههای ایران نمیگذرد که رئیس دانشگاه تهران، در نامهای به وزیر علوم، به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه برتر کشور، از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران درخواست کرده است: «از حمله به دانشگاههای منطقه خودداری نمایند تا حرمت نهاد مقدس علم فرونهاده نشود.»
در نگاه نخست، شاید این نامه در ظاهر اخلاقی و صلحطلبانه به نظر برسد. اما وقتی آن را در بستر واقعیات میدانی و جغرافیای پیچیده قدرت قرار میدهیم، تصویری کاملاً متفاوت پدیدار میشود. توصیه ای است عجیب از دل نهاد دانشگاهی که جتی اساسا یازی به برجسته سازی و طرح مساله نداشته است.
دانشگ انداز کافی مسخره نیست؟
کمک به روایت دشمن و درخواست برکناری
و در نهایت، این نامه را باید در میدان جنگ روایتها نیز ارزیابی کرد. شبکههای معاند و رسانههای غربی که تا دیروز با پهپاد و موشک دانشگاههای ایران را میزدند، امروز این نامه را با صدای بلند بازخوانی میکنند؛ به عنوان سندی بر «شکاف میان نهاد علم و حاکمیت»، به عنوان روایتی از «ایرانِ دچار دوگانگی درونی». این نامه، خواه ناخواه، خوراک رسانهای تمامعرضهای برای پروژهای شده که دشمن سالهاست برای آن هزینه میکند.
در چنین فضایی عجیب نیست که شاهد چنین واکنش ها . توئیتهایی علیه رئیس دانشگاه تهران باشیم؛ «آقای دکتر سیمایی صرّاف ! نسبت به برکناری رییس دانشگاه #تهران اقدام فوری بعمل آورید. عرصه مقاومت و جهاد ؛ جای افراد بزدل کج فهم نیست.هر زمزمه ای که #اتحاد_مقدس
بین مردم و حاکمیت را با ایجاد تشکیک و شبهه و…هدف قرار دهد؛ صدای #دشمن است چه بدانند چه ندانند.»
