
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، تهران بعد از چهل روز جنگ تحمیلی آمریکایی اسرائیلی، بالاخره طعم آرامش را چشیده است و زندگی سرزنده تر از همیشه به آن باز میگردد.
خیابانها که تا دیروز در سکوت و دودمانی از حملات هوایی خلاصه میشد، امروز مملو از مسافرانی می شود که راهی خانههایشان هستند. مغازههایی که تعطیل شده بود، آرام ارام یکی پس از دیگری باز میشوند و صدای بوق ماشینها در ترافیک عصرگاهی، نویدبخش روزهای عادیتری است.
زندگی، اما این بار با چهرهای دیگر، به تهران بازگشته است. نه با آن شتاب همیشگی و نه با آن غفلت روزمره. با اعلام آتشبس دو هفتهای و بازگشت انبوه مسافران بعد از روزهای تعطیلات عید، خیابانها آرامآرام رونق میگیرند، اما این رونق، طعم دیگری دارد؛ طعم کشفهایی که در دل بمبارانها اتفاق افتاد.
یادگاریهای معنادار
ترکهای تازه روی دیوارها، دیگر فقط یک خرابی نیستند. یادگاری از نامرادیها و ناجوانمردیهاست؛ چه از دشمن و چه از ظاهرا دوست.
اما این شور و شوق، به هیچ وجه به معنای فراموشی زخمهای عمیقی نیست که جنگ بر پیکره شهر و زندگی مردم وارد کرده است.
ساختمانهای بسیاری هنوز تخریبشده و آوارشان در گوشهوکنار شهر خودنمایی میکند. زیرساختهای آب، برق و گاز در برخی شهرها هنوز به طور کامل ترمیم نشده و نگرانیهای اقتصادی و معیشتی چونا از هم دور کرده بود. اما این روزهای سخت، همه را پای یک درد مشترک نشاند. دیگر کمتر کسی حرف از اختلافات میزند؛ همه درک کردهاند که امنیت و آرامش این سرزمین، فقط با ایستادگی در برابر دشمن و همبستگی داخلی، پرداختن مردم و حاکمیت به امور داخلی، سازندگی و تعامل به دست میآید. زن میانسالی با روسری قرمز در میان آوارهای یک ساختمان ویران شده به خبرنگار ما گفت: «من از شرایط گرانی و خرابی خستهام، اما از دشمن بیشتر بیزارم. امروز همه ما یک چیز مشترک داریم: ایران. و این حس، ارزشش را دارد که برایش ماند.»
تهران امروز شهری است با چهرهای دوگانه؛ زخمهای عمیق از یک سو و ارادهای پولادین برای ادامه زندگی از سوی دیگر. مردم به خیابان آمدهاند، نه از روی ناچاری، که از روی عزمی ملی برای اثبات اینکه هیچ بمبی نمیتواند روحیه این ملت را از پا درآورد. زندگی در حال بازگشت است، خیابانها آماده رونق گرفتناند و امید، با وجود همه تلخیها، زنده است
