کلینت ایستوود : مخالف جنگ عراق بودم

ژنرال روسی به نام “ویویکف” ده سال فرمانده نظامیان در افغانستان بود. آن زمان به این فکر کردم تا به حال کسی تاریخ کشور افعانستان را خوانده است؟ بنابراین از دوستی که سال‌ها در افغانستان بود و این ژنرال را می‌شناخت پرسیدم: “تا به حال کسی از مقامات دولتی درباره افغانستان برای ساخت یک فیلم پرس‌وجو کرده است؟ یعنی می‌توانیم اینجا فیلم بسازیم؟ ” او در جواب گفت: “نه کسی این کار را نکرده.” آن زمان به این فکر کردم: “یک انسان منطقی نباید یک تحقیق جزئی درباره جنگ و کشوری که با آن وارد جنگ شده است بکند. باید کسی از “ویویکف” بپرسد “آقای ویویکف چطور این کارها را می‌کنید؟ کجای راه را اشتباه رفته‌اید؟ ما چه اشتباهی کرده‌ایم؟ حداقل یک نشانه به ما بدهید.”

“ایستوود” در ادامه گفت: گاهی گستاخیِ به راه انداختن جنگ و در نظر نگرفتن بهای آن، پایان غم‌انگیز و دردناکی برای مردم خواهد داشت. گاهی این پایان‌ها گریزناپذیرند. من در دوران جنگ جهانی دوم بزرگ شدم. وقتی “پرل هاربر” را بمباران کردند، من یازده ساله بودم. در آن سن و سال مجذوب همه چیز می‌شدم و بسیار وطن‌پرست بودم. آن جنگ برایم به منزله پایان جنگ‌ها بود. چند سال بعد در هیات فراخوانی سرباز برای جنگ با کره بودم، نیمه برهنه در صف ایستاده بودم و مردم دست گدایی جلوی من دراز کرده بودند. فکر می‌کردم “عجب جهنمی شده! مگر جنگ جهانی پایان جنگ‌ها نبود؟” طولی نکشید که جنگ با ویتنام شروع شد. کم‌کم می‌گفتیم جالب است درباره جنگ حرف بزنیم. جالب است که درباره احساسات جنگی و درگیری‌ات در جنگ حرف بزنی. در نامه‌هایی از “ایو جیما” خواندم کشف احساسات جبهه‌ی دشمن جالب است. بر همین مبنا داستان‌های دیگری هم هست که شاید از نظر جامعه درباره زندگی‌های غم‌انگیز نیستند.”

منبع  : مووی مگ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *