به گزارش تابناک؛ هواپیمایی که شاید از نگاه برخی تحلیلگران غربی فقط نسخهای ارتقایافته از F-۵ باشد، اما در واقعیت، داستانش خیلی عمیقتر از این حرفهاست؛ داستان کشوری که وقتی فهمید قرار نیست کسی برایش جنگنده مدرن بیاورد، تصمیم گرفت خودش خط تولید هواپیما راه بیندازد. کاری که روی کاغذ ساده به نظر میرسد، اما در دنیای واقعی، حتی بسیاری از کشورهای ثروتمند هم جرأت نزدیک شدن به آن را ندارند. بشر موجود عجیبی است؛ اول هواپیما میسازد که سریعتر پرواز کند، بعد همان را تبدیل میکند به وسیلهای برای جنگیدن با خودش. جنگنده کوثر را نمیشود بدون فهمیدن تاریخ نیروی هوایی ایران درک کرد. ریشه این پروژه فقط در یک کارخانه یا یک خط مونتاژ نیست، بلکه در سالهایی قرار دارد که نیروی هوایی ارتش بعد از انقلاب و سپس در جریان جنگ ایران و عراق، ناگهان با واقعیتی تلخ روبهرو شد؛ اینکه وابستگی مطلق به خارج، در روز بحران میتواند کل ساختار دفاعی را فلج کند.

میراث منصور
پیش از انقلاب، ایران یکی از مجهزترین نیروهای هوایی منطقه را داشت. جنگندههای آمریکایی، سیستمهای مدرن، آموزی نسل جدید داشته باشد، اما برای صنعتی که سالها زیر فشار تحریم بوده، معنای دیگری دارد. این جنگنده در واقع ادامه همان مسیری است که از سالهای جنگ آغاز شد؛ مسیری که مهندسان و خلبانان ایرانی یاد گرفتند باید روی پای خودشان بایستند؛ و شاید همین نکته مهمترین بخش داستان باشد.
چون کوثر فقط یک هواپیما نیست؛ محصول دههها تجربه، فشار، جنگ، تحریم و سماجت است. محصول نسلی که حاضر نشد نیروی هوایی را به موزهای از جنگندههای فرسوده تبدیل کند.
در آسمان امروز منطقه، جنگندههای بسیار مدرنتری پرواز میکنند؛ از F-۳۵ گرفته تا رافال و یوروفایتر. اما کوثر داستان دیگری دارد. داستان صنعتی که از زیر آوار محدودیتها بیرون آمد و تلاش کرد زنده بماند؛ و شاید ارزش واقعی بعضی پرندهها، نه در سرعت و سقف پروازشان، بلکه در داستانی باشد که پشت ساختشان خوابیده است.
