می‌گفت: نمی‌توانم بگذارم چادراز سر ناموس‌مان بکشند

سرتاسر ایران سرشار از جوانانی است که قلب‌شان برای وطن می‌تپد؛ جوانانی که مهر ایران در قطره‌قطره خون‌شان می‌جوشد؛ جوانانی که وطن برای‌شان همواره امن‌ترین خانه است. اگر شبحی بخواهد بر امنیت این خانه سایه بیندازد، سر می‌دهند تا خورشید وجودشان بر امنیت قدرتمندتر بتابد.

سرتاسر ایران سرشار از جوانانی است که قلب‌شان برای وطن می‌تپد؛ جوانانی که مهر ایران در قطره‌قطره خون‌شان می‌جوشد؛ جوانانی که وطن برای‌شان همواره امن‌ترین خانه است. اگر شبحی بخواهد بر امنیت این خانه سایه بیندازد، سر می‌دهند تا خورشید وجودشان بر امنیت قدرتمندتر بتابد.

 جوانان ایرانی شاگرد ممتاز کلاس غیرت علوی هستند؛ غیرتی که هیچ نگاه ناپاکی را بر ناموسش تاب نمی‌آورد، چه برسد به هتاکی و گستاخی. آرزوی شهادت از بدو تولد با جوانان این خانه قد می‌کشد. جوانان ایرانی سال‌هاست بی‌آنکه در قید‌وبند نام باشند، با سن کم حماسه‌هایی بزرگ می‌آفرینند. شهید محمدحسین سروری‌راد جوان ۲۱ ساله‌ای بود که در واپسین روز‌های شهریور سال گذشته غیرت را با خونش معنا کرد. این روز‌های نزدیک به سالگرد شهادتش پای صحبت‌های زهره باایمان، مادر شهید نشستیم تا جوان شهیدش را بهتر بشناسیم.

چند فرزند دارید؟ شهید سروری فرزند چندم‌تان بود؟
من چهار فرزند دارم، دو دختر و دو پسر. محمدحسین آخرین فرزندم بود، متولد ۱۴ آبان ۱۳۸۰.

کودکی شهید چطور گذشت؟
محمدحسین در یک خانواده مذهبی و ولایتمدار به دنیا آمد. در دو سالگی پدرش را از دست داد و از همان زمان من هم پدرش بودم و هم مادرش. بیشتر وقتش را در مسجد و هیئت می‌گذراند و من هم تشویقش می‌کردم. اصلاً بچه‌ای بود که در مسجد بزرگ شده بود. همین هم باعث شد شخصیتش مذهبی شکل بگیرد. در حدود ۱۰ سالگی مکبّر شده بود. یادم است از طرف مدرسه به اردو رفته بودند. معلم‌ها از بچه‌ها آرزوهای‌شان را پرسیده بودند، یکی گفته بود دوچرخه، دیگری خانه و محمدحسین گفته بود: «آرزو دارم شهید شوم.» بزرگ‌تر هم که شد آرزوی شهادت ورد زبانش بود. خواهرانش اذیت می‌شدند و اجازه نمی‌دادند از شهادت صحبت کند. من هم می‌گفتم: حالا مگر جایی هست که تو شهید شوی؟! اما در آخر هم به آرزوی کودکی‌اش رسید. کاش خون هیچ شهیدی پایمال نشود. محمدحسین از همان بچگی خیلی درسخوان و باهوش بود. در طول ۱۲ سال تحصیلش یک بار نشد سر درس خواندنش اذیت شوم. همیشه شاگرد اول بود. سال گذشته هم رشته حقوق قبول شده بود. می‌خواست برای ثبت‌نام دانشگاه اقدام کند که فرصت نشد.

از خصوصیات اخلاقی شهید بگویید. چطور فرزندی برای شما بود؟
از مهم‌ترین خصوصیات محمدحسین این بود که همیشه می‌گفت: آدم باید هر کاری را برای رضای خدا انجام دهد، این خیلی برایش مهم بود. خیلی به مناطق محروم سر می‌زد. سعی می‌کرد بیشتر در پایگاه‌های آن مناطق خدمت کند. می‌گفت این گونه ثوابش بیشتر است. خیلی اهل مطالعه بود و همین باعث شده بود اطلاعاتش نسبت به هم‌سن‌وسالانش خیلی بیشتر باشد. مطیع کامل امر رهبری بود. رهبری خط قرمزش بود. هیچ وقت اجازه نمی‌داد کسی روبه‌رویش به رهبری توهین کند. ارادت قوی و محکمی به امام زمان (عج) داشت. همه تلاشش هم این بود که سرباز خوبی برای امام زمان (عج) باشد. یکی از فعالیت‌هایی که من خیلی تشویقش می‌کردم این بود که تمام تلاشش را می‌کرد بچه‌ها از کودکی جذب مسجد شوند.

پسرتان زمان شهادت سن کمی داشت، از چند سالگی وارد بسیج شده بود؟
محمدحسین از سن ۱۰ سالگی عضو بسیج مسجد محله‌مان شده بود. بسیجی به شدت فعالی بود، در حدی که بین همه پایگاه‌های گرمسار رتبه برتر شده بود.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *