اصرار داشتم به عملیاتی بروم که قسمتم اسارت بود!

«مست و سنگستان» عنوان کتابی است که از خاطرات آزاده و جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، عزیزالله فرخی به انتشار رسیده است

«مست و سنگستان» عنوان کتابی است که از خاطرات آزاده و جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، عزیزالله فرخی به انتشار رسیده است

جوان آنلاین: «مست و سنگستان» عنوان کتابی است که از خاطرات آزاده و جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، عزیزالله فرخی به انتشار رسیده است. عنوان این کتاب از آن رو عجیب به نظر می‌رسد که ماجرای مجروحیت و اسارت فرخی از وقایع نادری است که می‌تواند برای یک انسان رخ دهد. عزیزالله فرخی متولد یکی از مناطق جنوب شهر تهران، خاطرات جالبی از حضور در وقایع انقلاب، رفاقت با سردار شهید محمد ناظری، دو مجروحیت سخت در جبهه و… دارد که سعی کردیم در گفتگو با ایشان برگ‌هایی از این خاطرات را تقدیم حضورتان کنیم. به دلیل طولانی بودن خاطرات جانباز فرخی، بخش مربوط به دوران اسارت ایشان را در روز‌های آتی منتشر خواهیم کرد.

بچه کدام محله تهران هستید و چطور وارد جریان انقلاب و سپس دفاع مقدس شدید؟
من متولد ۱۳۴۲ در دولاب تهران هستم، اما در محله امامزاده حسن (ع) بزرگ شدم. یک محله مذهبی در جنوب غرب تهران که غیر از وجود صحن و بارگاه امامزاده، مساجد زیادی هم دارد و این‌ها باعث جذب بچه‌های محله به سوی مسجد و جلسات مذهبی می‌شد. خودم از ۱۰ سالگی به صورت مرتب به جلسات قرآن و اصول عقاید مسجد ۱۴ معصوم (ع) در محله جی می‌رفتم. آنجا استادی داشتیم به نام آقای علی اصغر امینی که خیلی روی ما و طرز فکرمان تأثیرگذار بود. تقریباً از سال ۵۵ جلسات مخفی ما در این مسجد شروع شد. در این جلسات از مسائل سیاسی و مخالفت با رژیم پهلوی مطالب زیادی دستگیرمان شد. طوری که سال ۵۷ در اوج انقلاب، با اینکه نوجوان ۱۵ ساله‌ای بودم، اما تقریباً همه چیز را از نهضت حضرت امام و چرایی مخالفت با رژیم شاه می‌دانستم. با جدیت وارد جریان انقلاب شدم و درست فردای پیروزی، یعنی در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷، به عضویت کمیته مسجد امام جعفرصادق (ع) که نزدیک خانه‌مان بود، درآمدم. مسئول‌مان سردار شهید محمد ناظری بود. کمیته ما شعبه‌ای از کمیته منطقه ۱۲ به فرماندهی آیت‌الله ایروانی بود.

سردار ناظری که گفتید همان شهید معروفی هستند که حاج قاسم می‌گفت مربی آموزشی ایشان هم بوده است؟
بله، شهید ناظری بچه محله ما بود. الان بنای یادبودش در حیاط امامزاده حسن (ع) وجود دارد. ایشان از شهدای شاخص این محله هستند که در سطح کشوری شناخته شده‌اند. همان طور که شما هم گفتید، حاج قاسم سلیمانی از شهید ناظری به عنوان استاد و مربی خودش یاد کرده بود. حاج محمد ناظری در امور آموزشی ید طولایی داشت. خیلی از چهره‌های مطرح لشکری یا حتی کشوری زیر نظر ایشان آموزش دیده‌اند. مثل آقای لاریجانی (رئیس سابق مجلس) که در مراسم شهید ناظری شرکت کرد و گفت از سوی این شهید آموزش‌هایی را پشت سرگذاشته است.

چه خاطراتی از شهید ناظری دارید؟ خصوصیات اخلاقی‌شان چه بود؟
حاج محمد آدم عجیبی بود. هم دانش نظامی داشت هم خودش در میدان رزم، آدم قابل و توانمندی بود. به رغم توانایی‌هایش خیلی خاکی بود و اصلاً هیاهو نداشت. رفاقت من و ایشان از زمان حضور در کمیته تا شهادت‌شان ادامه داشت. البته حاج محمد چند سالی از من بزرگ‌تر و حکم استادی ما را داشت. سال ۶۱ که در جریان عملیات الی بیت المقدس مجروح شدم و دوران نقاهت را می‌گذراندم یک شب ایشان را در محله دیدم. پرسیدم چه کار می‌کنی؟ در جواب گفت یک جزوه با موضوع «نبرد با استحکامات» نوشته است. بعد توضیح داد که ما در شب‌های عملیات کلی زمان و انرژی صرف می‌کنیم تا از موانع دشمن عبور کنیم و تازه به خط اصلی آن‌ها می‌رسیم. ایشان در جزوه‌اش شیوه‌های مقابله با این موانع را توضیح داده بود. حاج محمد زمانی چنین جزوه‌ای نوشته بود که شاید خیلی‌ها هنوز فکرشان نمی‌رسید در خصوص این موانع کاری انجام دهند. اما او آدم بسیار خوشفکری بود. یادم است در پادگان سعدآباد (امام علی کنونی) شهید ناظری همیشه بین نیرو‌های آموزشی‌اش، تعدادی هم از جوان‌های لبنانی را آموزش می‌داد. یا وقتی در محله‌مان مراسم ختم شهیدی بود، یک اتوبوس از نیرو‌های آموزشی لبنانی‌اش می‌آورد. آن موقع بعضی‌ها مسخره‌اش می‌کردند، اما کمی بعد که حزب‌الله لبنان از میان همین جوان‌ها تشکیل شد، همگی پی به دوراندیشی افرادی مثل شهید محمد ناظری بردیم.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *