نیازمند راهبرد ملی اقتصاد در دریا هستیم

اقتصاد دریا یکی از ظرفیت‌های اساسی برای توسعه کشورمان، تاکنون زیاد مورد توجه قرار نگرفته است. با آنکه در قوانین بالادستی و در منشور گام دوم انقلاب به ظرفیت دریا اشاره شده، اما تاکنون راهبرد ملی به‌منظور استفاده از ظرفیت دریا مشخص نشده است

اقتصاد دریا یکی از ظرفیت‌های اساسی برای توسعه کشورمان، تاکنون زیاد مورد توجه قرار نگرفته است. با آنکه در قوانین بالادستی و در منشور گام دوم انقلاب به ظرفیت دریا اشاره شده، اما تاکنون راهبرد ملی به‌منظور استفاده از ظرفیت دریا مشخص نشده است

اقتصاد دریا یکی از ظرفیت‌های اساسی برای توسعه کشورمان، تاکنون زیاد مورد توجه قرار نگرفته است. با آنکه در قوانین بالادستی و در منشور گام دوم انقلاب به ظرفیت دریا اشاره شده، اما تاکنون راهبرد ملی به‌منظور استفاده از ظرفیت دریا مشخص نشده است. رهبر معظم انقلاب اخیراً با اشاره به سهم۹۰ درصدی حمل ونقل دریایی در تجارت جهانی، ظرفیت چند هزار کلیومتر مرز‌های دریایی و اتصال کشور به دریا در شمال و جنوب کشور خطاب به مسئولان گفتند: «هنوز توجه لازم به دریا وجود ندارد. البته مدتی است حرکتی در این زمینه آغاز شده، اما مسئولان باید با طراحی و برنامه‌ریزی، حرکت وسیع‌تری را برای استفاده از فرصت دریا و تأمین منافع ملی آغاز کنند.» به‌منظور تبیین ظرفیت‌های کشورمان در حوزه اقتصاد دریا با فرشاد عادل، پژوهشگر مطالعات استراتژیک و اندیشه سیاسی و مدیر دپارتمان مطالعات کریدور‌ها و سیاست‌پژوهی راه اندیشکده جهان معاصر به گفتگو نشسته‌ایم.
عادل درباره اهمیت دریا و استراتژی‌های کلان اقتصاد دریا محور و همچنین مسائل راهبردی مرتبط با دریا می‌گوید: «ایران هرگز در طول تاریخ یک قدرت دریایی نبود و این مسئله یک ویژگی تاریخی محسوب می‌شود که ممکن است در این بین استثنا‌هایی نیز وجود داشته باشد، اما عرصه تحولات برای کشور ما و به طور کلی کشور‌های آسیایی نظیر چین در خشکی بوده است.»
وی می‌افزاید: «در دوره کنونی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نسبت به گذشته توجه به دریا‌ها و اقیانوس‌ها افزایش یافته است؛ یعنی تحول نگاهی را در دوره جمهوری اسلامی نسبت به مسئله دریا مشاهده می‌کنیم که البته باوجود اینکه این مسئله مورد تأکید رهبری هم بوده و به دلیل امنیت ملی نیاز بوده است که به آن پرداخته شود، اما متأسفانه همچنان تا رسیدن به نقطه مطلوب در بحث استفاده از امکاناتی که دریا‌ها در اختیار کشور‌ها قرار می‌دهند، راه‌های بسیاری باید طی شود.»
این کارشناس مسائل راهبردی تأکید می‌کند: «باید بدانیم که ایران در طول تاریخ یک قدرت خشکی محور بوده که این مسئله هم به دلیل جغرافیای ویژه فلات ایران که محصور در رشته کوه‌های مختلف از زاگرس گرفته تا پامیر بوده و کریدور‌های طبیعی که از میان این رشته کوه‌های عبور کرده و باعث ارتباط فلات ایران و سایر نقاط پهنه آسیا شده است، به همین دلیل جریان عمده تجارت در ایران، شرق به غرب بوده است و به آن صورت جریان شمال به جنوب را بین ایران و سایر کشور‌ها شاهد نبودیم؛ مهم‌ترین نشانه هم مسیر‌های راه ابریشم است که از ایران می‌گذشت که ابتدا کریدور‌های طبیعی بودند و طی گذر هزاران سال به مسیر‌های تجاری تبدیل شدند و مسیر ابریشم را شکل دادند که جریان تجارت را از ایران عبور می‌داد.»
وی ادامه می‌دهد: «باید بدانیم اساساً جریان تحولات در پهنه آسیا در خشکی رقم می‌خورد و امروز در حال ورود به یک عصر جدید هستیم یعنی هنگامی که رهبرحکیم انقلاب نسبت به مسئله دریا‌ها تأکید می‌کنند، این نشان دهنده این است که تغییر نگاه را در پروسه تاریخی کشور شاهد هستیم و مطلب مهمی را نشان می‌دهد. در منابع مختلفی ذکر شده است که ایرانی‌ها، دریا‌ها را به عنوان پهنه‌‍‌ای که چندان قابل استفاده نبود، می‌دانستند البته با وجود دریانوردی در دریا‌ها، اما هرگز اتفاقی شبیه آنچه که در غرب رخ داد و اروپا را از نقطه پایانی راه ابریشم به قلب جهان تبدیل کرد، برای ایران شاهد نبودیم.»
عادل می‌گوید: «در غرب و اروپا پس از قرن پانزدهم تا به امروز، تجارت دریایی به واسطه اکتشافات راه‌های دریای جدید رونق یافته و موجب شده است تحول عمده‌ای را در جهان شکل دهند و جریان استعمار را راه‌اندازی کرده و به اقلیم‌ها و سرزمین‌های جدید دست پیدا کنند و به نحوی تحولات پس از این مسئله، شاید عصرجدید غرب را رقم‌زده است و برای ما چنین مسئله‌ای رخ نداده است. با ظهور راه‌های جدید دریایی و اکتشاف این مسیر‌ها از سوی اروپایی‌ها، راه‌های زمینی روبه افول می‌رود و کم‌کم اثر این مسئله در کشور‌های آسیایی هویدا می‌شود به طوری که با کاهش حجم تجارت زمینی، اوضاع اقتصادی کشور‌های آسیایی تحت تأثیر قرار می‌گیرد و این گونه است که در برابر آن، قدرت گرفتن غرب را شاهد هستیم.»

ایران کمتر از یک‌درصد تجارت دریایی را در اختیار دارد
وی می‌افزاید: «با پرداختن به مسئله دریا به فضایی ورود پیدا می‌کنیم که بازیگردان عمده آن کشور‌های غربی هستند. به طور کلی عمده ارتباطات ما با کشور‌های آسیایی گره خورده به پهنه‌های خشکی موجود در آسیاست و در ارتباط با کشور‌های آسیایی باید به توسعه راه‌های زمینی بپردازیم، اما برای توسعه روابط با جهان به خصوص کشور‌های غربی، تغییر نگاه به دریا و استفاده کردن از امکانات دریا به نحواحسن نیاز است. در حال حاضر ایران کمتر از یک درصد تجارت دریایی را در اختیار دارد بنابراین باید به سمتی حرکت کند که گره خوردگی تجاری با کشور‌های جهان و سهم خود را از تجارت دریایی افزایش دهد که این مهم نیز منوط به توسعه روابط ایران با سایر کشور‌های جهان و قاره‌های دیگر در آفریقا، امریکا، امریکای جنوبی حتی در اروپاست. بنابراین تضمین‌کننده توسعه روابط ایران با جهان مسیر‌های دریایی است که باید برای رسیدن به این مهم در زیر ساخت‌های دریایی سرمایه‌گذاری کند.»

ظرفیت بندرچابهار برای تجارت ۳ قاره
این کارشناس مسائل راهبردی اذعان می‌کند: «در حال حاضر اگر بنادر ایران را با بنادر جنوب خلیج فارس با یکدیگر مقایسه کنیم، شکاف بسیار عمیقی را شاهد هستیم که نشان می‌دهد ذهنیت تاریخی بی‌توجهی به دریا همچنان بر ما غالب بوده و از امکان‌هایی که دریا در اختیار ما قرار می‌دهد، استفاده نمی‌کنیم. به طور مثال مقایسه یکی از بنادر ایران با بنادری مانند «جبل علی» (شهربندری در کشور امارات) که یکی از بزرگ‌ترین بنادر جهان و منطقه غرب آسیا به حساب می‌آید، به طور محسوس تفاوت مشاهده می‌شود در حالی که ایران از ظرفیت‌های بیشتری نسبت به امارات برخوردار است. می‌توان به بندر چابهار به عنوان یک بندر اقیانوسی اشاره کرد که می‌تواند ظرفیت‌های بسیاری را در اختیار قرار دهد و به «هاب» (نقطه کانونی) تجارت بین‌الملل در سه قاره آفریقا، آسیا و اروپا تبدیل و مسیری برای عبور جریان ترانزیت بین‌المللی باشد به شرطی که اقداماتی در این زمینه انجام دهیم که این اقدامات هم به نوبه خود شامل چند بخش است و مهم‌ترین اقدام تغییر نگاه نسبت به بنادر کشور است و آن‌ها را باید به عنوان نقاطی بدانیم که قرار است ارتباط ایران با سایر نقاط جهان را شکل دهد بنابراین باید زمینه‌ای را در بنادر برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی و فعالیت شرکت‌های بین‌المللی فراهم کنیم.»

دریا بستر شکل‌گیری اقتصاد جهانی است
عادل بیان می‌کند: «اساساً تجارت دریایی به معنای گره خوردگی بین‌المللی است و کشوری می‌تواند در این عرصه موفق باشد که دارای چسبندگی اقتصادی با سایر کشور‌های جهان باشد، دریا‌ها به عنوان پهنه‌هایی هستند که در آن اقتصاد جهانی شکل می‌گیرد و کرانه‌های بی‌مرزی هستند که از طریق آن‌ها می‌توان با کشور‌های دیگر ارتباط همسایگی برقرار کرد. ایران باوجود دوری جغرافیایی از استرالیا، اما از طریق بندر چابهار می‌تواند ارتباط ویژه‌ای را با آن کشور یا جنوب شرق آسیا داشته باشد و این بندر را می‌توان به مسیری تبدیل کرد که می‌تواند به انتقال کالا از استرالیا، یا جنوب شرق آسیا و حوزه اقیانوس هند به اروپا یا کشور‌های حوزه اوراسیا بی‌انجامد و این گونه است که اقتصاد‌های بین‌المللی گره می‌خورند و برای آن نیاز است که ارتباط ویژه‌ای به لحاظ تجاری و اقتصادی با کشور‌های دنیا برقرار کرد و آن‌ها را به حضور در بنادر و سرمایه‌گذاری ترغیب کرد تا به موجب آن جریان توسعه در بنادر شکل پذیرد و اساساً به یک مسئله بین‌المللی تبدیل شود و برای ایران کمک‌کننده باشد و جهان را وابسته سازد.»
وی می‌افزاید: «مسیر ایران به لحاظ ترانزیتی مسیر ویژه‌ای است و بنادر ما دروازه‌های ورودی هستند که جریان تجارت بین‌المللی می‌تواند از آن عبور کند. بنابراین در وهله نخست نیاز است که استراتژی مناسبی را برای توسعه روابط اقتصادی و تجاری با کشور‌های مختلف (اروپا، آفریقا و امریکای جنوبی) داشته باشیم و به واسطه این مسئله برای جذب سرمایه خارجی در بنادر و ایجاد چسبندگی اقتصادی با کشور‌های دارای روابط تجاری تلاش کرد. برای این مسئله بحث مناطق آزاد یکی از مهم‌ترین امکان‌هایی است که پیشران توسعه بنادر ایران قرار گیرد، خود بندر «جبل علی» در جهان جزو مناطق آزاد است که با مدیریت صحیح توانسته به یکی از قطب‌های تجارت بین‌الملل تبدیل شود؛ در بندر چابهار، جاسک، قشم و بندر عباس نیز این توانایی وجود دارد که بنادر سطح بالای بین‌المللی با استفاده از کریدور‌های داخلی که نقش ویژه آن‌ها تأمین امنیت تجارت بین‌الملل باشد، داشته باشیم به طوری که می‌توانند این کریدور‌ها شرق به غرب و جنوب به شمال باشند.»
پژوهشگر مطالعات استراتژیک و‌اندیشه سیاسی تأکید می‌کند: «ظرفیت چابهار را باید به این نحو ببینیم که از کریدور شرق به غرب دارای کارکرد باشد یعنی اگر توسعه زیرساخت‌ها در کشور فراهم باشد از طریق این بندر می‌توانیم به مسیری تبدیل شویم که کالا از از جنوب شرق آسیا به سمت اروپا و دریای مدیترانه انتقال دهد یا امکانی برای شمال اروپا و آسیای میانه تلقی شود و حتی می‌تواند به مسیر انتقال کالا از چین به نقاطی مثل غرب آسیا تبدیل شود.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *