
وقتی بحث محدودیتهای اینترنت در ایران پیش میآید، معمولاً با زبانی رسمی و خشک از «اضطرار ملی» و «دفاع در برابر تهدیدات ترکیبی» میگویند.
به گزارش تابناک، فارغ از نگاه سیاسی به محدودیت اینترنت در ایران، می شود از زاویه شخصی و اجتماعی هم به این موضوع نگاه کرد. نگاهی که به دنبال تقویت ساختارهای درونی کشور و بهره مندی موثرتر مردم از این ساختارهاست.
بیایید یک لحظه ساده و صمیمی به شرایط کار و زندگی در آن مغازه غریبوغریبی که اسمش «شبکههای اجتماعی خارجی» است نگاه کنیم.
اینستاگرام را در نظر بگیرید. فعالیت اقتصادی و ارتباطی در آن، از نظر حقوقی و ساختاری، چه شکلی است؟ درست مثل این میماند که یک غرفه در یک بازار بزرگ اشغال کردهاید، اما نه سند مالکیت دارید، نه اجارهنامه، نه میدانید صاحبملک چه قوانینی دارد، نه معلوم است فردا با شما چه رفتاری میکند. ارزش اقتصادی، سرمایه اجتماعی، پیج کسبوکارتان را روی زمینی ساختهاید که مالک اصلیاش (همان پلتفرم خارجی) هیچ تعهد قانونی ندارد که فردا با شما چه باید بکند و چه نکند.
قضیه فقط فیلتر کردن نیست
نکته جالب اینجاست: این آسیبپذیری ربطی به فیلترینگ یا محدودیتهای داخلی ندارد. حتی اگر هیچ وقت هم اینترنت قطع نشود و هیچ سایتی هم فیلتر نباشد، باز هم کار کردن روی این شبکهها ذاتاً پرریسک ا=”480″ height=”270″>
برسیم به بیاعتمادی
خیلیها میگویند به پلتفرمهای داخلی اعتماد ندارند. انصافاً نگاهی به اتفاقات همین چند وقت اخیر بیندازیم. بخش بزرگی از همان اطلاعاتی که دشمن علیه ما استفاده کرد و زندگی را از هموطنانمان گرفت و زیرساختها را نابود کرد، از همین صفحهها و شبکههای بهاصطلاح «آزاد» درز کرده بود. بالاترین سطح سوءاستفاده را همین خارجیها انجام دادند.
و در برابر همان دشمن، اتفاقا همان کسانی از ما و از کشور دفاع کردند و پای کار آمدند که به هر دلیلی آنها را «غیرقابلاعتماد» میدانستیم.
راستی خودتان قضاوت کنید: کدام یکی در عمل قابلاعتمادتر از آب درآمد؟ با کدام یکی میشود با خیالی آسودهتر – یا حداقل نسبتاً آسوده – زندگی کرد؟ اصلا قرار است با کدامیک، احساس امنیت بیشتری داشته باشیم،
