روز‌های سخت نفس؛ تشکیل پروند در دادسرای اطفال علیه دختر ۱۴ ساله با شکایت یکی از ماموران زن طرح نور

مادر نفس، به پنج مرجع قضایی و انتظامی علیه تیم مامورانی که آن‏‌روز او و دوستش را با خشونت بازداشت کردند و به پایگاه امنیت اخلاقی گیشا بردند، شکایت کرده؛ به دادسرای نظامی، بازرسی ناجا، حفاظت اطلاعات فراجا، بازرسی فراجا و بازرسی کل ناجا. نتیجه شکایات هنوز مشخص نیست، اما خانم عباسی همین چندروز پیش متوجه شده که حالا پرونده از دادسرای نظامی خارج و به بازرسی فاتب رفته است.
مادر نفس، به پنج مرجع قضایی و انتظامی علیه تیم مامورانی که آن‏‌روز او و دوستش را با خشونت بازداشت کردند و به پایگاه امنیت اخلاقی گیشا بردند، شکایت کرده؛ به دادسرای نظامی، بازرسی ناجا، حفاظت اطلاعات فراجا، بازرسی فراجا و بازرسی کل ناجا. نتیجه شکایات هنوز مشخص نیست، اما خانم عباسی همین چندروز پیش متوجه شده که حالا پرونده از دادسرای نظامی خارج و به بازرسی فاتب رفته است.

روز‌های سخت نفس

اقتصاد۲۴- «نفس» دو ماه است که جز برای رفتن به مدرسه، از خانه بیرون نرفته؛ از اول تیرماه امسال تا امروز، ۳۱ مردادماه و هروقت به مدرسه می‌رود، با دیدن ون‌های سفیدرنگ، چند قدم به عقب برمی‌دارد. درخت‌های جلوی مدرسه هم جای خوبی برای قایم‌شدن است؛ درست مثل جعبه برق شهری که آن روزِ اول تابستان، در پیاده‌روی خیابان وطن‌پور تهران جا خوش کرده بود، اما آنقدر بزرگ نبود که «وطن حاجی‌شریف» و دوستش را که پشتش پناه گرفته بودند از ماموران پنهان کند.

ماموران پلیس امنیت اخلاقی، در گشت‌های روزانه‌شان برای اجرای طرح نور، آن روز، نفسِ ۱۴ ساله و دوستش را با ضرب‌و شتم، روی زمین کشیدند و بردند. تا یک‌ماه‌ونیم بعد، کسی جز مادر و نزدیکان نفس از ماجرای آن روز خبر نداشت اما بعد «مریم عباسی»، مادر او بعد از آنکه حس کرد پیگیری‌هایش جواب نمی‌دهد، تصمیم گرفت فیلم آن روز را در «انصاف نیوز» منتشر کند؛ فیلمی که به‌محض منتشرشدن، آنقدر پربازدید شد که درنهایت پلیس را به پاسخگویی واداشت و در اطلاعیه‌ای نوشت، «پلیس رفتارِ این‌چنینی توسط عواملِ انتظامی را در چارچوب استانداردهایِ کُنِشی و عملیاتیِ خود ندانسته و پرونده در سیستمِ قضائی و بازرسیِ فراجا مفتوح و در حال بررسی است.» بعد از آن هم احمدرضا رادان، فرمانده فراجا گفت که آن روز دو دختر نوجوان به ماموران فحاشی کرده‌اند، رفتار آنها بد بوده و رفتار پلیس هم مقداری غیرحرفه‌ای بوده است.

نفس از یکم تیرماه تا به‌حال، همه این حرف‌ها را شنیده و بعد خودش را در آینه نگاه کرده است؛ جای زخم‌ها روی صورت و گردنش، کمرنگ‌تر شده اما هنوز به‌‌جاست و ورم لبش کمی کمتر شده. زخم‌های روانش اما هنوز بجاست؛ نفس هنوز هم نمی‌تواند درست بخوابد، نمی‌تواند با دوستانش و حتی مادرش به خیابان برود. صبح‌ها به‌محض اینکه از خواب بیدار می‌شود، مانیتور دوربین امنیتی آپارتمان را روشن می‌کند و زل می‌زند به آن، از ترس اینکه ماموران از راه برسند و او را همانطور که آن روز یکی از ماموران زن داخل ون به او گفت، با خود به زندان ببرند.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *