
اقتصاد۲۴- در فضای مجازی متولد شدهاند. با بازیهای ویدئویی بزرگ شدهاند. احتمالا بازی با همسالانشان در کوچه را حتی تصور هم نکرده باشند. جای آن در «کلش اف کلنز» اتک زدهاند. حتی کتابهایشان ترجمه از کشورهای دیگر است. برخلاف دهه ۶۰ و ۷۰ با تلویزیون ایران و برنامه کودک تلویزیون بزرگ نشدهاند. به احتمال زیاد هیچگاه اخبار تلویزیون را هم ندیدهاند. نسل گوشیهای هوشمند هستند. اصلا در ایکسباکس و در بازیهای رایانهای کار تیمی و جمعی را یاد گرفتهاند.
در پلیلیستشان، موسیقی خیابانی، کیپاپ و ترانههای غیرایرانی پیدا میشود. اصلا نسل خیابانند، آنقدر که در سال ۱۴۰۱، مطالبات نسلهای قبل خود را نیز فریاد بزنند. به خاطر وجود اینترنت و آشنایی با فرهنگها و کشورهای جهان، ناخواسته یک شهروند جهانی هستندY اما درست وقتی که والدین گمان میکردند آنها در گوشیهای هوشمندشان مشغول بازی و سرگرمیاند، از طریق شبکههایی، چون اینستاگرام اخبار و حوادث را دنبال کردند و به تدریج آگاهی اجتماعی و سیاسیشان را افزایش دادند و بعد، حتی بدون تجربه و پیشینه سیاسی که دهههای قبلی آنها را کسب کرده بودند، چشم باز کرده و خارج از جهان بیرونی که ما تعریف میکنیم، خواستند مایه تحول شوند.
دهه هشتاد یا نسل زد از شهریور ۱۴۰۱، در میانه میدان قضاوت و تحلیل قرار گرفت، اما کسی از خود نپرسید تاکنون چقدر ظرفیتها، علایق و خواستهای دهه هشتادیها محل توجه بود؟ چقدر در محاسبات و مناسبات مدیران، دغدغهها و اهداف این نسل جوان دیده شد و مورد توجه قرار گرفت؟ و حال چرا نسل زد نه فقط دغدغه ایران بلکه دغدغه سراسر دنیاست؟
