
اقتصاد ۲۴- حاشیهسازی تندروها برای دولت چهاردهم بعد از ناکامی آنها در انداختن چند وزیر پیشنهادی وارد فاز جدیدی شده است و با هر انتصاب در دولت لشکر سایبری آنها از یک سو و تریبون هایشان در رسانهها از سوی دیگر فعال شده و موضع گیری میکنند.
اما خاستگاه فکری و پشتوانه تشکیلاتی این منتقدان دولت کجاست؟ علی صوفی، چهره اصلاح طلب و وزیر دولت اصلاحات به خبرگزاری خبرآنلاین میگوید؛ «اعضای جبهه پایداری دست بردار نیستند، اینها تلاش خود را کردند که مدیریت پساانتخاباتی را اعمال کنند و پزشکیان را به نوعی محدود و محصور کنند تا جایی که او مجبور شود دولتی را انتخاب کند که با خودش همراه نباشد»
این عضو خانه احزاب با تاکید براینکه اصولگرایان مخالفت شدید و جدی با دولت رئیسی داشتند؛ روایت میکند که «در جلسهای که در قالب خانه احزاب در وزارت کشور با معاوت سیاسی وزیر کشور داشتیم، برخی از دوستان ما از جمله چهرههای شاخص اصولگرایی در آنجا این موضوع را مطرح کردند که ما به دوستانمان گفتیم شما به دنبال حکومت اسلامی هستید، اما بهتر است ابتدا جمهوری اسلامی را کامل پیاده کنید و سپس به دنبال حکومت اسلامی بروید.»
صوفی در بخش دیگری از این گفتگو به پاشنه آشیل دولت پزشکیان هم اشاراتی کرد و با دید آسیبشناسانه حضور استانداران همسو با خط فکری رئیس جمهور را مقدمه موفقیت وفاق ملی میداند و میگوید اگر اطرفیان رئیس جمهور همسو با او نباشند، مطالبات مردم روی زمین میمانند و این زمین ماندن مطالبات پاشنه آشیل وفاق ملی است.
در ادامه گفتگو با علی صوفی، وزیر دولت اصلاحات را میخوانید:
*آقای صوفی! طیف سیاسیونی که در دولت گذشته فضا را به سمت خالص سازی بردند این روزها در مقابل هرگونه اقدام دولت جدید که چند هفته از شروع به کارش میگذرد صف آرایی میکنند، فاز اول انداختن چند وزیر پیشنهادی بود که موفق نبودند در فاز دوم هم انتصابات را زیر سوال میبرند، خاستگاه سیاسی و فکری این طیف را کجا میدانید؟
– یک تفکری از ابتدای انقلاب درباره جمهوری اسلامی وجود داشت، مبنی بر اینکه عدهای به حکومت اسلامی معتقد بودند، الان آنها در جبهه پایداری متمرکز شدند و همه تلاش آنها این است که بتوانند همه قوا را در دست خودشان بگیرند، به ویژه بعد از مجلس، تمام تلاششان این بود که قوه مجریه را در دست بگیرند که ناکام ماندند.
آنها ابتدا در طیف اصولگرایی ظاهر شدند و به نام اصولگرایی به میدان آمدند، اما بعد اصولگراها هم متوجه نیت اینها شدند، به این معنی که اینها قائل به جمهوری اسلامی نیستند و هوای حکومت اسلامی را در سر دارند، لذا از آنها فاصله گرفتند و شکاف عمیق و مشخصی میان اصولگرایان و جبهه پایداری به وجود آمد.
اینها در دولت سیزدهم همه تلاش خود را کردند و با وجود اینکه خود رئیسی متعلق به جبهه پایداری نبود، اما او را به نحوی کنترل کردند و نیروهای خود را در دولت رئیسی در حدی کاشته بودند که میتوان گفت دولت رئیسی، دولت جبهه پایداری شده بود اگرچه باز هم تاکید میکنم که رئیسی هیچ سنخیت فکری با اینها نداشت، اما از حسن نیت او و بعضی ضعفهایی که وجود داشت، حداکثر استفاده را کردند و دولت را در اختیار گرفته بودند. اما همین مسئله باعث شده که با وجود اینکه دولت رئیسی برخاسته از جریان اصولگرایان بود، اما چهرههای سرشناس این جریان به شدت با این دولت مخالف بودند.
