باری دیگر؛ بار امانت بر دوش خیابان

جامعه شناسی دانشگاه تهران در یادداشتی گفت: این روز‌ها خیابان‌ها نشان می‌دهد که سیدعلی خامنه‌ای یک فرد نبود؛ او امانت‌دار یک ایده بود.
جامعه شناسی دانشگاه تهران در یادداشتی گفت: این روز‌ها خیابان‌ها نشان می‌دهد که سیدعلی خامنه‌ای یک فرد نبود؛ او امانت‌دار یک ایده بود.

باری دیگر؛ بار امانت بر دوش خیابان

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، الهام ربیعی، دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران در طی یادداشتی نوشت: داشتن یک رهبر دینی در رأس یک جامعه، تغییری ساده در ساختار سیاسی و چینش قدرت نیست؛ بلکه خلقِ «جهانی» کاملاً متفاوت از سیاست و اجتماع است. همواره این پرسشِ بنیادین وجود دارد که چنین جایگاهی چه تفاوتی با کرسی ریاست‌جمهوری دارد؟ رئیس‌جمهور، حتی اگر با بالاترین رأی و به‌طور مستقیم توسط خود مردم انتخاب شود، باز هم نمی‌تواند آن پیوند عمیق، درونی و عاطفی را با جامعه بسازد، چه اینکه اساسا چنین کارکردی برای او تعریف نشده است. او در بهترین حالت، یک مدیر راهبر اجرایی است، اما آن «رابطه قلبی و درونی» که فراتر از قرارداد‌های اجتماعی و نظام حق و تکلیف قانونی است، با او شکل نمی‌گیرد.

چرا این رابطه قلبی خاص با رهبر دینی-سیاسی جامعه شکل می‌گیرد؟ یا دقیق‌تر بپرسیم، چرا اصلاً «باید» چنین رابطه‌ای شکل بگیرد؟ پاسخ در تفاوتِ ماهویِ جایگاهِ این دو نهفته است: رهبر نماینده‌ی ایده است، در حالی که رئیس‌جمهور نماینده‌ی امور و روزمرگی‌های اجرایی است. مقام اجرایی با چرخ‌دنده‌های مادی، بخشنامه‌ها و مدیریتِ اجزا سروکار دارد، اما رهبر، نگهبان و حافظِ ایده است.

او در کالبد جامعه، دقیقاً همان نقشی را ایفا می‌کند که روح برای پیکر ایفا می‌کند؛ عاملِ حیات، انسجام و معنا. اما در عین حال، در یک رابطه دوطرفه با جامعه. بدون نیروی اجتماعی‌ای که وارد چنین رابطه‌ای با رهبری شود، یعنی ایده‌ای که پشتوانه اجتماعی نداشته باشد، رهبری نمی‌تواند کارکرد انسجام و معنابخشی داشته باشد.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *